تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
عليه و آله همسر فرزند ديگرى نمىشوم . اين بانوى بزرگوار تا يك سال همچنان مىگريست و از زير آسمان به پناه هيچ سقفى نرفت تا از فرط فراق و اندوه جان سپرد . برخى نقل كرده‌اند كه رباب يك سال كنار قبر امام حسين عليه السل ماند و سپس به مدينه آمد ، و از شدت مصيبت در گذشت . « 1 »

عجب از حوادث روزگار

پس از شهادت امام حسين‌عليه‌السّلام تنها رقيبى كه يزيد بن معاويه در برابر خود مىديد ، « عبداللَّه بن زبير » بود كه از ترس عمّال يزيد به خانهء خدا پناه برد و در مسجدالحرام بست نشست . ديرى نپاييد كه بساط حكومت ظالمانهء يزيد با همهء مظالم خود برچيده شد و پروندهء ننگين او بسته شد . بعد از يزيد ، دو ماه فرزندش ، معاويهء دوم و پس از او مروان حَكَمْ شش ماه حكومت كردند و بعد از او پسرش « عبدالملك » زمام امور را به دست گرفت . در اين هنگام « مختار ثقفى » به عنوان خونخواهى امام حسين عليه‌السّلام به پا خاست . لشكريان مختار به سركردگى ابراهيم فرزند دلاور « مالك اشتر نخعى » سپاه انبوه ابن زياد را كه تا شام آمده بودند ، در هم شكستند و خود او را كشتند و سرش را براى مختار به كوفه
هامش
( 1 ) - نفس المهموم ، ص 528 .
قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 183 | على اصغر ظهيرى