تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
اكنون شهادت آنها را مايهء آرامش خاطر خود مىدانم . تذكرى كه لازم به ذكر است اين است كه عون و محمد هردو فرزندان عبداللَّه هستند اما از جهت مادر با هم يكى نيستند كه شرح حال آنان در اصحاب سيد الشهداء عليه السل آمده است ، مراجعه كنيد .

خبردار شدن محمد حنفيّه از شهادت برادرش امام حسين عليه السلام

بشير مىگويد : « محمد حنفيّه » از آمدن اهل بيت عليهم‌السلام خبر نداشت و نمىدانست كه برادرش حسين عليه السلام به شهادت رسيده است و از آنجا كه او سخت بيمار بود كسى ماجراى شهادت امام عليه السل را به او نداده بود . چون اوضاع شهر مدينه عادى نبود و مردم پس از خبر « بشير » از شهادت امام حسين عليه السلام يكپارچه به شيون در آمدند ، محمد پرسيد : چه خبر است ؟ يكى از غلامانش به او گفت : اى فرزند امير مؤمنان عليه السل ! برادرت حسين به كوفه رفت و مردم به او نيرنگ زدند و پسر عمويش مسلم را كشتند و هم اكنون او و اهل حرم و بازماندگانش باز گشته‌اند . محمد پرسيد : پس چرا نزد من نمىآيند ؟ غلام گفت : در انتظار تو هستند !
قصص الحسين (ع) (فارسى) — صفحة 179 | على اصغر ظهيرى