تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
و منشأ شك هم تعارض نصين باشد هم اخبار تخيير جارى مىشود و هم ادلّه اصل برائت حال كه مستشكل مىگويد : در اين مادّه اجتماع شما به چه دليل از ادلّه التخيير استفاده مىكنيد و از ادلّهء اصول عمليه استفاده نمىكنيد ؟ مرحوم شيخ مىفرمايد : به چهار دليل اخبار تخيير تقدم و رجحان دارند : دليل اوّل : اخبار تخيير بر ادلّه اصول عمليه يا حاكم هستند و يا وارد : اگر اصل عملى عقلى باشد اخبار تخيير بر آنها واردند چون موضوع اصل عقلى عدم البيان ، احتمال عقاب و . . . است و با وجود بيان شرعى مبنى بر تخيير بين المتعارضين بيان آمده و احتمال عقاب قطعا رفته و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان و اذا جاء المؤمّن ارتفع احتمال العقاب و هذا هو معنى الورود و اگر اصل عملى شرعى باشد يعنى برائت - احتياط و استصحاب شرعى البته اخبار تخيير به بركت ادلّه حجيت بر اين‌ها حكومت دارند بيان ذلك : همچنان كه اگر فرضا متعارضينى نبودند و ما در موردى شك در اصل تكليف يا مكلف به داشته باشيم چه با حالت سابقه و چه بىحالت سابقه و فرض بفرمائيد كه يك حديث معتبر و جامع شرائط حجيتى قائم مىشد بر وجوب مثلا يا بر وجوب ظهر يا بر خلاف حالت سابقه چه مىكرديم ؟ بلا اشكال اين خبر برآن اصولى حاكم بود و تنزيلا موضوع آنها را كه شك و عدم العلم است نابود مىكرد چون ادلّه حجيت خبر عادل مىگويد : صدق العادل اى نزّل خبره منزلة العلم پس گويا كه شك ندارى و تنزيلا و ادّعاء شك را ناديده بگير و هذا هو معنى الحكومة ، همچنين اگر دو خبر جامع شرائط در فلان موضوع تعارض كرده‌اند و تعارض منشأ شبهه شده و على القاعده اگر حالت سابقه دارد بايد استصحاب كرد و اگر ندارد و شك در تكليف است برائت و اگر شك در مكلف به است احتياط ولى هذا كلّه برفرض نبود دليل خاص است