كه آمد ( غير از طرق باطله نظير قياس ) ارزشمند است و بايد راجح را گرفت و مرجوح را طرح كرد و ضمنا انسداديون ظن شخصى و فعلى را ملاك مىدانند آنگاه بر اين اساس اگر عند المعارضه از احد الامارتين ظن فعلى به وفاق حاصل شد و از ديگرى حاصل نشد همين امارهء مظنون المضمون ارزش دارد و آن ديگرى فعلا حجت نيست و اگر هر دو برابر بودند و هيچكدام مفيد ظن فعلى نشد هر دو سقوط مىكنند و به قواعد ديگر مراجعه مىشود
ضمنا بنا بر جميع مبانى باز آن بحث مطرح مىشود كه امارات ظنيه از باب سببيت حجت هستند و يا از باب طريقيت ؟
اگر از باب سببيت باشند مقتضاى قاعده و حكم عقل تخيير است تا چه رسد به حكم شارع و اگر از باب طريقت باشند مقتضاى قاعده توقف و رجوع يكى از آن مرجحات ثلاث و ساير اصول عمليه است نه از باب ترجيح بلكه از باب مرجع بودن در خاتمه گفتار خود را با كلام آخرين شيخ به پايان مىبريم تا حسن ختامى باشد :
و الحمد لله على ما تيسر لنا من تحرير ما استفدناه بالفهم القاصر من الاخبار و كلمات علمائنا الابرار فى باب التراجيح ، رجح الله ما نرجوا التوفيق له من الحسنات على ما مضى من السيئات بجاه محمد و آله السادات عليهم افضل الصلوات و اكمل التحيات و على اعدائهم اشد العتابات و اسوأ العقوبات
آمين آمين آمين
عصر جمعه بيست و دوم خردادماه سال 1371 برابر با روز دهم ذىالحجة « عيد سعيد قربان » سال 1412
( على محمدى خراسانى )
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 384
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٤