تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
معاضد و مقوى احد الخبرين بر ديگرى نيستند همانند اصول عمليه از قبيل برائت - احتياط و . . . تا به حال سه شعبه قبل مطرح شده و امّا شعبه چهارم : اين بخش نيز اقسامى و صورى دارد كه به گوشه‌اى از آنها كه اهمّ هستند اشاره شده : قوله : منها الاصل يكى از اين مرجحات مورد نظر عبارتست از اينكه دو حديث تعارض كرده و احدهما موافق با اصل است البته ما دو دسته اصول داريم : 1 - اصول لفظيه عقلائيه از اصالة العموم و . . . . كه در القسم الاول ذكر شد و مرجحيت آنها جاى بحث نبود 2 - اصول عمليه از قبيل برائت و احتياط و . . . . كه فعلا مورد بحث است و منظور همين است كه احد المتعارضين با اصلى از اصول عمليه موافق است و ديگرى با آن مخالف است مثلا دو حديث تعارض كرده يكى دالّ بر وجوب يا حرمت يا جزئيت و يا شرطيت و . . . است و ديگرى دالّ بر عدم وجوب يا حرمت و . . . در اينجا حديث دوّم موافق با اصل برائت است يا مثلا در همان مثال بالا از زاويهء ديگر حديث اول موافق با اصالة الاحتياط است بر خلاف دوّمى يا مثلا در رابطه با فلان امرى كه حالت سابقهء يقينى دارد مثل وجوب يا حرمت و . . . . دو حديث تعارض كرده كه احدهما مطابق حالت سابقه و دال بر وجوب فلان شىء و ديگرى مخالف حالت سابقه و دال بر حرمت يا عدم وجوب آن است باز حديث اول موافق استصحاب است و امّا موافقت با اصالة التخيير در متعارضين معقول نيست و لذا مطرح نمىشود زيرا كه اگر فرضا دو حديث تعارض كنند و احدهما بگويند : افعل ديگرى بگويد ،