اين ظاهر معارضى نداشت واجب الطرح بود فكيف به اينكه معارض هم دارد كه بطريق اولى بايد طرح شود و آن در موردى است كه خبر واحد با آيهء قرآن مخالفت تباينى داشته باشند و بينهما از نسب اربع تباين كلى باشد بگونهاى كه اگر بخواهيم بينهما را جمع كنيم حتما نياز داريم كه هر دو را توجيه كنيم و چنين توجيهى وجيه نبوده و عقلاء عالم آن را نمىپسندند و آن دو را متنافيانى غير قابل جمع مىدانند
و يا هر دو نص و مباين هستند كه توجيهبردار نيست منتها فرض نص بودن از محل بحث خارج و در دليل قطعى من جميع الجهات داخل است كما سيأتى
مثلا آيه قرآنى دارد : اكرم العلماء در ميان اخبار هم دو حديث داريم يكى مىگويد اكرم العلماء و ديگرى : لا تكرم العلماء كه تباين كلى و تناقض به نحو ايجاب و سلب دارند و جمع بينهما به حمل عام اول بر عدول و دومى بر فساق است ولى مقبول نيست .
حال در چنين صورتى حكم آنست كه خبر مخالف به كلى از حجيت و دليليت خارج شده و از درجه اعتبار ساقط است چه معارض حديثى آن ارجح باشد يا خير و نوبت به ترجيح باز هم نمىرسد
و سرّ مطلب آنست كه در ميان اخبار و روايات شيعه و نبوى ( ص ) اخبار متواتره داريم مبنى بر اينكه : هر حديثى كه از قول معصوم براى شما نقل مىشود ( معارضدار يا بلا معارض ) آن را به كتاب خدا يعنى قرآن عرضه كنيد پس اگر با قرآن ( ظواهر آن و بطريق اولى با نصوص ) موافق بود بدان اخذ كنيد و اگر مخالف بود بدانيد آن باطل است ، مزخرف است ، ليس بشيء ، لم نقله ، ليس منا ، وضع علينا و . . .
و لا ريب در اينكه قدر متيقن از مخالفت ، اختلاف بر نحو تباين كلى است كه بر ما نحن فيه هست
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 357
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٧