اين ظاهر مقايسه مىكنيم بطور كلى از سه حال خالى و خارج نيست و سه صورت دارد كه براى هركدام حكم خاص خودش است .
صورت اولى : ظاهر كتاب به گونهايست كه اگر خبر مخالف با اين ظاهر تنها و منفرد و خالى از معارض موافق با آن ظاهر بود حتما بر اين ظاهر مقدم مىشد از باب جمع دلالى بينهما و علت تقدم هم اين بود كه خبر واحد مخالف نص و آيهء شريفه ظاهر يا خبر اظهر و آيه ظاهر است و قانون اينست كه در تعارض نص و ظاهر يقدم النّص و الاظهر على الظاهر و وجه نص يا اظهر بودن هم اين بود كه خبر مخالف خاص و آيه قرآنى عام يا خبر مقيد و آيه مطلق بود و . . . و لا ريب فى تقديم الخاص على العام و تخصيص العام بالخاص ( البته چون عام ما كتابى و خاص خبر واحد است مسئله مبتنى مىشود بر اينكه تخصيص الكتاب به خبر واحد جامع الشرائط حجيت جايز باشد كه خوشبختانه در جاى خود ثبت كه جايز است ) در چنين مواردى كه آيه عام و خبر مخالف خاص است لا مانع من التخصيص مگر يك امر و آن عبارتست از مبتلا بودن اين خاص به معارضى مثل خود كه آن هم خاص و با ظاهر عام كتابى موافق است
مثال : فرض كنيد كه در قرآن آمده اكرم العلماء كه ظهور دارد در وجوب اكرام جميع علماء حتى زيد سپس در ميان اخبار و احاديث يك جا وارد شده كه :
اكرم زيد العالم
و جاى ديگر آمده : لا تكرم زيدا العالم كه هر دو نسبت به عالم كتابى خاص بوده و اولى موافق دوّمى مخالف است وقتى كه كار به اينجا رسيد مجتهد بايد براى رفع المانع عن وجه التخصيص هرگونه كوششى را انجام دهد و از هيچ امرى فروگذار نكند و پس از كوشش مسئله از چهار حال خارج نيست :
حالت اولى : فقيه پس از فحص از مرجحات به اين نتيجه رسيد كه موافق القرآن رجحان دارد و مخالف مرجوح است يا از حيث سند از يا دلالت . . . .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 354
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٤