تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
3 - مزاياى خارجيه‌اى كه از راه امارات ظنيه خارجيه بدست مىآيد و لم يقم على اعتباره او بطلانه كه اين امارات نيز به حكم شك در حجيت و اعتبار و دخول در اصل حرمت عمل به ظن مىشوند از اماراتى كه دلّ الدليل على عدم العبرة به و ما نحن فيه من هذا القبيل و وقتى اين امارات بىارزش بودند كاشفيت آنها از وجود عيب و خلل در طرف ديگر يعنى مرجوح هم اعتبارى نخواهد داشت و بالجمله از اين حيث اين امارات مانند قياس هستند و فرقى بينهما نيست در اينكه هيچ‌كدام اعتبارى ندارند نه در مقام حجيت و نه ترجيح . قوله : مع : علاوه بر اينكه : عيب و ايراد در يك دليل من حيث إنّه دليل عبارتست از يك نحوه قصور و نارسائى در ناحيهء طريقت آن دليل مثلا اشكال سندى دارد و طريقيت آن الى الواقع قاصر است يا اشكال دلالى دارد از قبيل مجمل بودن ، مبتلا بودن به كثرت تخصيص و تقييد و . . . و يا اشكالات ديگرى دارد و امّا اگر دليل مرجوح از اين حيثيات عيبى نداشت و صرفا عيبش اينست كه در طرف راجح به بركت امارات ظنيه خارجيه يك ظن فعلىاى به وفاق آمده كه در طرف مرجوح نيست و خوشبختانه اين امر عيب محسوب نمىشود زيرا كه مكرر گفته‌ايم بر مبناى اينكه مناط حجيت و طريقيت ظن فعلى به وفاق باشد يا وجود ظن فعلى بر خلاف قادح باشد آرى در آن صورت اصلا مرجوح حجت نخواهد بود و امّا اگر مناط را ظن نوعى و شأنى گرفتيم كما هو الحق در ما نحن فيه اين مناط در راجح و مرجوح هر دو وجود دارد و هر دو طريق بسوى واقع هستند و هر دو هم على الفرض جامع شرائط حجيت هستند بحيث كه لو لا التعارض بايد به هر دو عمل شود پس از ناحيه طريقيت عيبى نيست و وجود رجحان فعلى در طرف مقابل هم كاشف از عيبى در مرجوح نيست و علاوه ما چشم داريم و مىبينيم كه عيبى ندارد و صرف ادّعا كه لابدّ در واقع عيبى دارد كه