منصوص باشد و به غير آن ارزشى ندارد ما خواهيم گفت : الآن براى شما اثبات مىكنيم كه مرجح خارجى هم از جمله مرجحات منصوصه است زيرا كه سابقا در فراز اول از چهار فراز بحث در مقام ثالث گفتيم كه يكى از مرجحات ترجيح به اوثقيت است كه در مرفوعه آمده و گفتيم كه اوثقيت موضوعيت ندارد بلكه طريق به اطمينان به صدق راوى است سپس تعميم داديم به ساير صفات راوى از قبيل اضبط بودن و اعرف بودن به نقل به معنى و ترجمه و سپس تعميم داديم به صفات خود روايت و در ما نحن فيه مىگوئيم :
لا ريب در اينكه خبرى كه مورد عمل مشهور يا افقه است اين عمل المشهور او الافقه موجب اوثقيت خبر مىشود يعنى اطمينان به صدور آن مىآورد و به حكم نص خذ باوثقها فى نفسك پس حتى مطلب را به باب نص هم رسانديم
ظاهرا اين به همان بيان اولى و اصل استدلال برمىگردد و از باب تنقيح مناط است نه نص
قوله : و من هنا
دليل دوم : از قديم الايام ميان مسلمين بلكه عقلاء عالم اجماع قائم شده بر اينكه اگر دو دليل و خطاب تعارض كردند و احدهما اقوى ديگرى اضعف بود واجب است به اقوى الدليلين عمل شود و به عقيدهء ما معناى اقوى الدليلين يعنى اقرب الدليلين الى الواقع ( كما سيأتى در جواب ان قلت ) و طبق اين معنا باز معقد الاجماع اطلاق و تعميم داشته و مناط كلى بدست مىدهد كه هر خبرى كه اقرب الى الواقع است حجت است و بايد اخذ شود حال عامل اين اقربيت مزيت داخلى باشد يا خارجى ، منصوص باشد يا غير منصوص پس دليل دوم ما اجماع است .
ولى برخى در اين استفاده خدشه كرده و گفتهاند معناى اقوى الدليلين و متبادر به ذهن از آن اينست كه احد الدليلين فى نفسه و من حيث هو قوىتر باشد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 338
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٨