تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
منصوصه هم مىباشد زيرا كه در اخبار آمده : ما وافق العامه . . . . و ما خالف العامة . . . و كلمهء العامه مثل القوم ، الانسان اسم جمع با الف و لام يا اسم جنس محلى بالف و لام است . و اين‌ها مثل جمع با الف و لام مفيد عموميت هستند : العامّة يعنى جميع العامّة ، الامة اى جميع الامة الخاصة اى جميع الخاصة و . . . 2 - احد الخبرين موافق با معظم عامّه است و ديگرى مخالف با معظم و موافق با شاذى از عامّه كه لا اعتبار برأيهم عند خود عامه ايضا اين قسم نيز مع المسامحة العرفية از مرجحات منصوصه است چون عرفا با مقدارى تسامح صادق است كه كسى بگويد : اين حديث موافق با عامّه است از باب اينكه النادر كالمعدوم و اصلا به حساب نمىآيد باز هم على جميع المبانى ( اخبارى و اصولى ) جاى ترجيح و اخذ به راجح يعنى مخالف است 3 - دو حديث تعارض كرده كه احدهما مخالف عامه است و آن ديگرى تنها با فتواى بعض از عامّه موافق است و با فتواى بقيه نمىدانيم موافق است يا نه ( در اثر اينكه آن بعض در اين مسئله فتوائى ندارند و آن را مسكوت گذارده‌اند يا در اثر اينكه از فتواى آنها اطلاعى نداريم ) مرحوم شيخ مىفرمايد : استفاده از اين مرجح از باب كبراى كلى الترجيح بكل مزية است نه از باب مرجحات منصوبه چون مرجح منصوص در روايات اين بود كه ما وافق العامه . . . . و گفتيم متبادر به ذهن موافقت جميع عامه يا معظم است پس موافقت با بعض عامه و مخالفت با بعض منصوص نيست و لذا در بخش غير منصوصه داخل مىشود و در مرجح غير منصوص به عقيدهء اخبارى ترجيح جايز نيست و جاى تخيير است ولى به عقيدهء اصولى باز هم جاى ترجيح است نه تخيير و طبق اين مبنا ثمره‌اى در كار نيست چون منصوصه باشد يا غير منصوصه جاى ترجيح است .