مانع شود از اينكه شيعيان آنها مشهور گرديده و مشار با لبنان شده و موجب اذيت و آزار دشمنان قرار گيرند و سپس براى اثبات اين مدعا به اخبارى چند ( از قبيل حديث زرارة كه نقل شد ) تمسك كرده و به گمان ايشان از اين اخبار برمى آيد كه : تقيّه منحصر نبوده . به اظهار موافقت بلكه دفع شر دشمنان همان گونه كه با بيان احاديث موافق با آنها حاصل مىشود هكذا به مجرّد القاء خلاف در ميان شيعيان نيز حاصل مىشود پس گاهى ائمه ( ع ) در مقام تقيه احاديثى مىگفتند كه مخالف عامه بوده و معذلك غرض تقيه حاصل مىشد ( ولى مسئله ترجيح به مخالف عامه جدا است و اشكال وحيد ره وارد نيست )
قوله : و هذا الكلام :
مرحوم شيخ به جواب مرحوم بحرانى از سؤال مذكور دو ايراد دارند :
1 - اوّلا طريق متعارف در دفع شرّ اعداء عبارتست از اظهار موافقت با آنان يعنى كلامى را بفرمايد كه مطابق فتاواى عامّه است و بدينوسيله دفع خوف شده باشد و امّا اينكه بقول شما گاهى به مجرّد القاء خلاف در ميان شيعيان هم دفع شر مىشود ( هرچند كه همهء روشهاى چندگانه شيعه در عمل مخالف عامه باشد چنين چيزى اگرچه احيانا و فى بعض الموارد ممكن است ولى طريق غير متعارفى است و بسيار نادر است و نتوان در بخش عمدهاى از اخبار كه مبتلا به معارض هستند از اين طريق جواب داده و حلّ تعارض نمود
2 - اينكه شما فرموديد : بخش عمدهء اين ضد و نقيض گفتنها بتوسط خود ائمه بود در مقام تقيّه اين با حصرى كه از حديث شريف مستفاد است نمىسازد زيرا كه حديث شريف منحصر كرده احتمال تقيه را به روايات موافق عامه و از غير موافق يعنى مخالف عامه نفى تقيه كرده آنجا كه فرموده : ما سمعت منى يشبه قول الناس ففيه التقية يعنى منحصر در اين كلماتى كه شبيه و مطابق رأى عامه است تقيه وجود دارد و به دنبالش فرموده : و ما سمعت منى لا يشبه قول الناس فلا تقية فيه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 310
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١٠