كذب نمىرسد و ما همين را تقويت مىكنيم كه تقيّههاى امام ( ع ) از اين باب بوده يعنى معانى بعيدهاى را اراده مىكردند كه مطابق واقع است
ولى از ظاهر درنمىآيد و ضمنا دفع شر هم شده چون معاندين و مخالفين به غلط پنداشتهاند كه امام مطلب همانها را گفت
تنبيه دوّم
بعضى از محدثين از قبيل مرحوم صاحب حدائق در مقدمات كتاب حدائق فرموده : شرط حمل بر تقيه و احتمال آن در كلام امام ( ع ) اين نيست كه حتما كلام موافق با عامّه و فتواى آنها باشد بلكه در فرض مخالفت با رأى عامّه نيز احتمال تقيه وجود دارد بنابراين اگر دو حديث تعارض كردند گاهى احدهما موافق عامه و ديگرى مخالف عامّه است
در اينجا معينا در موافق احتمال تقيه موجود است و لا غير و اگر كلاهما موافق عامه بودند در هر دو احتمال تقيه موجود است و اگر كلاهما مخالف عامه هم بودند باز در احدهما يا كلاهما احتمال تقيه مىآيد و خلاصه اينكه منحصر به فرض موافقت نيست و براى اثبات اين مدّعا به اخبارى تمسك كرده كه به گمان او اوّلا اين اخبار دليل بر مدعاى او هستند و ثانيا سليم از معارض مىباشند و براى نمونه يكى از رواياتى كه مستند محدث مذكور واقع شده اين حديث است كه مرحوم ملا رحمت الله كرمانى در حاشيه ص 467 رسائل تحت رقم ( 1 ) بيان كرده : ما رواه فى الكافى فى الموثق عن زرارة عن ابى جعفر ( ع ) قال : سألته عن مسئلة فاجابنى عنها ثم جاء رجل آخر فسئله عنها فاجابه عنها بخلاف ما اجابنى ثم جاء آخر فاجابه بخلاف ما اجابنى و اجاب صاحبى فلما خرج الرجلان قلت : يا ابن رسول الله ( ص ) رجلان من اهل العراق من شيعتكم قد يسألان فاجبت خلاف ما اجبت به صاحبه ؟ فقال ( ع ) :
يا زرارة هذا خير لنا و لكم فلو اجتمعتم على امر لصدقكم الناس علينا و لكان