جناب محقق احتمال تأويلى هم كه شما آورديد منحصر به حديث مخالف نيست بلكه مشترك است ميان موافق و مخالف و در مثال مذكور براى جمع بينهما نيازمند توجيه هر دو هستيم به اينكه اولى را بر عذرهء نجسه يا غير مأكول اللحم حمل كنيم و دوّمى را بر عذرهء طاهره يا همان ماكول اللحم حمل كنيم بنابراين از حيث احتمال تأويل هم برابرند و تنها مزيت و منقصتى كه در بين وجود دارد آنست كه در حديث مخالف فقط احتمال فتوى و بيان حكم واقعى است و در موافق علاوه برآن احتمال تقيه هم دارد .
آنگاه اگر جمع عرفى ميسور بود نوبت به اين ترجيحات نمىرسيد ولى حيث اينكه قبلا به تفصيل بازگو كرديم كه اينجاها جاى جمع نيست بلكه جاى قواعد تعارض و تعادل و تراجيح است .
و نيز گفتيم كه بكل مزية ترجيح حاصل مىشود فتعين اينكه مخالف عامه را اخذ و مخالف را كه احتمال تقيه دارد و واجد منقصت است طرح سازيم پس در اين بخش كه احتمال تقيه آمد ولى احتمال تأويل نيامد .
قوله : كيف :
امّا در موردى كه احتمال تأويل ارزشمند باشد مثل اينكه مخالف عامّه ظاهر و موافق عامه نص يا اظهر باشد ، مخالف عام و يا مطلق و موافق خاص يا مقيد و . . . باشد او بالعكس اينجاها مكرر گفتهايم كه معيّنا جاى جمع است و با امكان جمع عرفى اصولا نوبت به ملاحظه مرجحات و ترجيح يا تخيير نمىرسد زيرا كه اينها فرع بر تعارض هستند و با امكان جمع در حقيقت تعارضى وجود ندارد اصل كه نبود فروعات آن هم نابود است و اينگونه موارد از بحث خارج است و بحث در مثل مورد قبلى است كه هر دو ظاهرين هستند و من جميع الجهات مساوى هستند و احتمال تاويل هم در هر دو هست ولى ارزشى ندارد و الّا اگر احتمال تأويل منحصر در مخالف باشد دون الموافق اين بدان معنا
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٠