تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
و هركسى كه با دشمنان ما در قول يا عملى موافقت كند او از ما نيست و ما نيز از او نيستيم [ يعنى پيوند بين ما و او گسسته شده ] پس شيعه واقعى كسى است كه تعبدا با مخالفين مخالفت كند و من‌جمله روايت حسين بن خالد است كه طبق آن حضرت ( ع ) فرموده : شيعيان ما كسانى هستند كه : در برابر فرامين ما سر تسليم فرود آورده و به گفتار ما آخذ و متمسك و عامل بوده و با دشمنان ما مخالف باشند پس هركسى اين صفات را ندارد از ما نيست [ بىجهت خود را به شيعه‌گرى منتسب نكند ] سپس افزودند : حال مخالفين با ما در ميان مسلمين حال يهوديان است كه رسول خدا ( ص ) دربارهء آنان فرموده : تا مىتوانيد با يهوديان مخالفت كنيد [ نفس مخالفت با آنها مطلوب و موضوعيت دارد تعبّدا ] . [ فرق وجه اول با وجه سوّم اجمالا در اينست كه : وجه اول مخصوص متعارضين است و در آن مورد ائمه ( ع ) تعبدا به ما دستور داده‌اند كه مخالف عامه را اخذ و موافق را رها سازيم ولى وجه ثالث دامنه‌اش بمراتب وسيع‌تر است و اختصاص به متعارضين ندارد بلكه در كليه موارد مخالفت با آنها مطلوب شارع است ] . وجه چهارم : ترجيح و تقديم مخالف عامه به مناط اينست كه در موافق عامّه احتمال تقيه هست ولى در مخالف عامه اين احتمال نيست [ اين نيز احتمالى بود كه محقق براى كلام شيخ طوسى ذكر كرد ] . و از بعضى روايات اين وجه استنباط مىشود مثل روايتى كه امام ( ع ) طبق آن فرموده : هر حديثى را كه از من مىشنوى كه مشابه قول عامّه است بدان كه از روى تقيه صادر شده و آنكه موافق و مشابه نيست تقيّه ندارد [ بلكه براى بيان واقع است ] و واضح است كه بايد حديثى را گرفت و طريق بسوى واقع قرار داد كه احتمال تقيه در آن نيست .