جناب محقق اوّل از ظاهر كلام شيخ طوسى در عدّه همين وجه را استظهار كردند آنجا كه فرمود : و الظاهر انّ احتجاجه فى ذلك برواية رويت . . .
وجه دوّم : ترجيح مخالف عامه صرفا از باب تعبد و چشمبسته قبول كردن نيست بلكه به مناط اينست كه : فان الحق فى خلافهم ، فان الرشد فى خلافهم و . . . يعنى حديث مخالف اقرب الى الحق و الصدق و الواقع است و موافق ابعد از واقع است لذا مخالف ارجح است و در بسيارى از اخبار علاجيه به اين مناط تصريح شده بود [ منجمله در مقبوله ابن حنظله و مرفوعه زرارة و . . . ]
و علاوه بر اخبار علاجيه روايات عامه و كليهاى داريم كه منحصر به باب خبرين متعارضين نيست بلكه دامنهاش وسيعتر است و در آنها نيز اين تعليل ذكر شده كه مناط مخالفت با عامه اينست كه الحق و الرشد فى خلافهم . . .
منجمله روايت على بن اسباط از امام هشتم ( ع ) است كه راوى مىگويد : به حضرت رضا ( ع ) عرض كردم : گاهى در وطن كه هستيم امرى حادث مىشود و مطلبى پيش مىآيد كه چارهاى ندارم از شناخت آن و در آن بلد كسى يا كسانى از مواليان و اصحاب شما حضور ندارند كه از آنان استفتاء كرده و حكم شرعى خود را بدست آورم در اين صورت وظيفهء من چيست ؟ حضرت ( ع ) فرمودند :
به نزد فقيه شهر [ از فقهاء اهل سنت ] رفته و از او دربارهء آن حادثه استفتاء كن آنگاه وقتى كه وى به حكمى فتوا داد [ مثلا به وجوب ] آن را شنيده و خلافش را عمل كن [ يعنى مثلا ترك كن ] سپس حضرت علت آوردند : فان الحق فيه [ اى فى خلافهم ] از همهء روايات مذكور و غير مذكور صريحتر روايت ابو اسحاق از جائى است :
راوى گويد : امام صادق ( ع ) فرمودند : هيچ [ تا به حال فكر كردى ] و مىدانى كه چرا ما به شما شيعيان دستور دادهايم كه مخالف عامه را بگيريد و موافق را رها سازيد ؟ عرض كردم : نمىدانم [ حق هم همين است كه انسان در برابر عالم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٤