تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
واقعى بگويد نمىدانم تا استفاده كند ] فرمودند : علت آنست كه على ( ع ) به هر امرى از امور كه خداى را مىپرستيد و هر حكمى از احكام را كه عمل مىفرمود يا بيان مىنمود آنها از در مخالفت درآمده و خلاف آن را القاء مىكردند به منظور اينكه امر على ( ع ) و سخن حضرت را بشكنند و ابطال كنند و پيش مىآمد موردى كه حكم مسأله‌اى را نمىدانستند و به على ( ع ) مراجعه مىنمودند و وقتى حضرتش حكم را بيان مىفرمودند از پيش خود ضدّ و نقيض آن را تراشيده و به عنوان حكم شرعى به خورد مردم مىدادند تا بدين‌وسيله حق بر مردمان مشتبه شود [ اينست فلسفهء امر ائمه ( ع ) به ترجيح مخالف عامه ] وجه سوّم : تقديم و ترجيح مخالف عامه بر موافق صرفا به خاطر اين باشد كه اصل مخالفت با عامه نزد شارع حسن و مطلوب است و شارع نفس مخالفت با آنها را دوست مىدارد تعبّدا نه به مناط اقربيت الى الواقع . نظير آنچه در دوران بين وجوب و حرمت است كه برخى دليل حرمت را ترجيح داده‌اند صرفا بخاطر اينكه دفع مفسده اولى است از جلب منفعت كه در حقيقت اين‌ها يك سلسله وجوه استحسانيه هستند و احكام شرعيه دائر مدار آن نيست يا مثلا دو دليل تعارض كرده كه يكى مبين حكم اسهل و ديگرى حكم سنگين‌تر را بيان كرده باز جماعتى گفته‌اند دليل اسهل مقدم است از اين باب كه انّ دين الله سهلة سمحة ما نحن فيه هم نظير اين موارد است كه صرفا مولى مخالفت با عامه را مىپسندد و كارى هم به واقع ندارد و اتفاقا از پاره‌اى احاديث هم اين وجه قابل استفاده است من‌جمله از مرسلهء داود بن حصين برداشت مىشود كه حضرت ( ع ) طبق اين روايت فرموده : هركسى كه موافق با ما است حتما مخالف دشمنان ما است [ بين اين دو ملازمه است ] .