تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اجتماع بينهما اين معنا حاصل مىشود ولى پاره‌اى از مرجحات امورى هستند كه فى نفسها موجب ظن به كذب خبر مقابل و موهون بودن آن مىباشند مثل شهرت عمليه كه اگر مشهور فقهاء از حديثى اعراض كردند از ارزش افتاده و اگر به حديثى روى آوردند ارزشمند مىشود و كلما ازداد صحة ازداد وهنا و كلما ازداد وهنا ازداد صحة البته چنين عاملى باعث مىشود كه حديث مشهور عملا حجت و حديث معرض عنه لا حجت شود كه باز از محل بحث ما خارج است و خلاصه بايد فرق گذاشت ميان عواملى كه موجب تميز حجت از لا حجت مىشود با عواملى كه سبب رجحان احدى الحجتين على الاخرى مىگردند و در بخش مرجحات ظن فعلى ملاك نيست . قوله : و امّا ما يرجع :

مرجحات متنيه يا عواملى كه موجب ترجيح يكى از دو متن بر متن ديگر است :

مرجح متنى هم فراوان است ولى به چند مورد بسنده مىكنيم : 1 - دو حديث با يكديگر تعارض كرده‌اند احدهما فصيح [ شيوا و دلپذيرى سخن گفته ] و ديگرى ركيك و ناهنجار است در اينجا گفته‌اند حديث فصيح بر ركيك رجحان دارد چون فصيح به كلام امام ( ع ) نزديكتر و ركيك از كلام آنان دور تر است و جانب صدور در فصيح تقويت مىشود البته مشروط بر اينكه ركيك منقول به معنا نباشد كه اصل آن و كلام صادره از امام فصيح بوده ولى مترجم و ناقل به معنا به اندازهء فهمش يا روى اغراض كلمات ركيك به كار برده كه در اين فرض حديث فصيح از حيث فصاحت مقدم نمىشود چون هر دو بالاصالة فصيح بوده‌اند ولى از حيث منقول به لفظ بودن بر منقول به معنا مقدم مىشود [ در حقيقت مرحوم شيخ با يك تير دو نشان زدند يعنى دو تا از مرجحات متنيه را بيان كردند ]