و هر اندازه از سرچشمه دور مىشود تيرهتر و با گرد و غبار بيشتر تا مىرسد به جائى بكلّى رنگ آب را از دست داده و گل و لاى مىگردد و . . .
خبرها نيز چنين هستند مثلا ممكن است زيدى با بكرى مقدارى درشتسخن گفته باشد ولى وقتى اين مطلب به وسائط به فلان شهر يا كشور مىرسد اينگونه گزارش مىشود كه فلانى صد نفر را كشت و . . .
البته عالى السند بودن اگرچه ارزش است ولى مبتلا به دو اشكال است :
1 - ندرت عالى السند زيرا كه نوع احاديث ما كثير الواسطه هستند و قليل نداريم
2 - استبعاد مسند بودن زيرا كه نوعا رواتى كه در سلسله سند هستند از حيث تاريخ از يكديگر فاصله داشتند و گاهى تا صد سال فاصله داشتند و بعيد است كه اينهمه عمر كرده باشند و لذا اينگونه عوامل در نظر مجتهد مرسل بودن را قوت مىبخشد و نتوان به علوّ اسناد تكيه كرد .
مورد پنجم : دو حديث تعارض كرده كه احدهما مسند است يعنى راوى آن تمامى سلسلهء سند را تا امام ( ع ) ذكر كرده و ما مىشناسيم
و آن ديگرى مرسل است يعنى راوى بخشى از سلسله سند را حذف كرده در اينجا هم اگر مرسله از مرسلههائى باشد كه مرسل آنها مورد اعتماد نيست و علماء مراسيل او را قبول ندارند مثل ابن ابى جمهور احسائى كه مرفوعه زراره را نقل مىكرد و حتى محدث بحرانى هم به آن ايراد داشت كه هيچ يعنى فقط مسند ، حجت و مرسله لا حجت خواهد بود و تعارضى نيست
ولى اگر مرسل آن مقبول باشد مثل محمد بن ابى عمير كه گفتهاند مراسيله كمسانيد الأخر و مانند على بن بابويه و . . . كه اينها مرسلههايشان كالمسنده است لانّهم لا يرسلون الّا عن الثقات در اين صورت شرائط حجيت جمع است و تعارض مىآيد ولى معذلك حديث مسنده رجحان دارد بدان جهت كه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 269
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٩