گردد مثلا دو روايت تعارض كرده كه راوى يكى از آن دو را يك نفر رجالى مثل علّامه تعديل و تزكيه نموده و او را عادل خوانده [ بنا بر اينكه تزكيه يك نفر كافى باشد ] و راوى ديگرى را دو يا سه نفر تعديل كردهاند يا احد الراويين را يك رجالى عادل و ديگرى را يك رجالى اعدل تزكيه كرده پيدا است كه تعدد مزكّى يا رجحان يك از دو معدل بر ديگرى موجب اقربيت حديث او الى الواقع شده و همان راجح خواهد بود
ج : دو حديث باهم تعارض كرده و راوى هر دو هم تعديل شده منتها احد الراويين مشترك بين دو يا چند نفر نيست يا اگر مشترك است يك مشخصهاى برايش ذكر شده كه منحصربهفرد او است و ايرادى ندارد ولى راوى ديگر اسمش مشترك ميان دو يا چند نفر است مثل محمد بن قيس كه فرد مجهول الحال دارد فرد ثقه دارد فرد ثقة ثقة دارد و . . . و ما نمىدانيم كه اين محمد بن قيسى كه در سلسله سند آمده كدام محمّد است ؟ محمد مجهول ؟
يا ثقه ؟ يا عدل ؟ لذا امرش بر ما مشتبه است و نتيجه تابع اخص مقدمات است
آن حديث ديگر رجحان پيدا مىكند البته رجاليين بزرگ كوشيدهاند با ذكر مميزاتى اين مشتركات را از يكديگر مفترق سازند ولى گاهى خود مشخصات ضعيف و غير قابل اعتنا است و رفع ابهام نمىكند مثلا مىگويند محمد بن قيس هاشمى درحالىكه خود اينها چند نفرند و . . .
مورد چهارم : دو حديث تعارض كرده كه احدهما عالى السند يا اعلى سندا مىباشد يعنى بسيار بسيار قليل الواسطه است و از واسطهاى كه بما نقل كرده تا امام ( ع ) دو نفر بيشتر نيست و حديث ديگر غير عالى السند است يعنى كثير الواسطه مىباشد و تا امام ده نفر واسطه بوده در اينجا هم حديث قليل الواسطه رجحان دارد چون احتمال خطاء و كذب و . . . در آن بسيار كمتر است از كثير الواسطه آب هرچه به سرچشمه نزديكتر باشد زلالتر و شفافتر است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 268
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦٨