تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
داراى قوت دلالى است مثل اينكه دليل اولى گفته اكرم العلماء كه ظهور در وجوب اكرام جميع علماء دارد چه شاعر چه غير شاعر ، چه عادل و چه فاسق و دليل دوّم گفته : يستحب اكرام الشعراء كه باز عام است چه عالم چه جاهل ، چه فاسق چه عادل و دليل سوّم گفته : لا تكرم الفساق كه ظهور در حرمت اكرام فساق دارد چه عالم چه جاهل ، شاعر يا غير شاعر مادّه افتراق اولى عالم عادل است و ماده افتراق دوّمى شاعر عامى عادل است و مادّه افتراق سومى جاهل غير شاعر فاسق است و ماده اجتماع هر سه باهم عالم فاسق شاعر است كه اولى به عمومش مىگويد : واجب الاكرام است ، دوّمى مىگويد مستحب الاكرام و سوّمى محرم الاكرام ولى چون ظهور مادّه يستحب در استحباب اقوى و اظهر از ظهور امر در وجوب و نهى در تحريم است يقدم الاظهر على الظاهر و ماده اجتماع را به دليل دوّم مىدهيم : فرض دوّم : هر سه از حيث ظهور مساوى هستند و هيچ‌كدام رجحان ندارند مثل يجب اكرام العلماء ، يحرم اكرام الفساق ، يستحب اكرام الشعراء و . . . در اين صورت حكم اينست كه نسبت به ماده اجتماع هر سه دليل تعارض كرده و قواعد متعارضين پيدا مىشود كه عبارتست از اخذ به راجح و طرح مرجوح و در قدم بعدى التخيير بين المتعارضات . 3 - و يا نسبت‌ها عموم و خصوص مطلق است بدين معنا كه يكى از سه دليل اعم مطلق و دو دليل ديگر نسبت به اولى اخص مطلق هستند و خودشان هم با يكديگر تعارضى ندارند اين نيز دو فرض دارد 1 - از تخصيص عام به هريك از اين دو دليل خاص هيچ محذورى لازم نمىآيد نه تخصيص كثير و نه اكثر و نه خروج مورد و نه استهجان عام و . . . مثلا دليل اول گفته : اكرم العلماء ، دليل دوّم گفته : لا تكرم زيدا العالم و دليل