كلمهء رقبه در معناى خود يعنى ذات ثبت له الرقية استعمال شده منتها در وقت تقييد آن خصوصيت زائده يعنى قيد ايمان مثلا از كلمهء مؤمنه استفاده مىشود نه از لفظ رقبه و اين را مىگويند : تعدّد دال و مدلول يعنى دو دال و لفظ داريم و دو مدلول و معنا كه هر لفظى بر يكى از آن دو معنا دلالت دارد و هيچكدام در خلاف موضوع له خود استعمال نشده
2 - مشهور متقدمين تا زمان سلطان ره معتقد بودند [ برحسب ظاهر تعبيراتشان ] كه اسماء اجناس و . . . براى ماهيت مطلقه به قيد الاطلاق و الارسال وضع شدهاند يعنى قيد مطلق بودن و قابل صدق بر كثيرين بودن در معناى حقيقى آنها اخذ شده
فى المثل واضع ، كلمهء انسان را براى حيوان ناطق مطلق وضع كرده و اطلاق نيز از راه وضع واضع دانسته مىشود [ مانند عموميت ] نه از خارج و بتوسط مقدمات حكمت آنگاه طبق اين مبنا استعمال مطلق در مقيد مجاز خواهد بود چون قيد اطلاقيت و شيوع از آن گرفته شده پس لفظ در تمام معناى خود استعمال نشده پس مجاز است
[ البته تفصيل اين مباحث و انتخاب قول حق و اينكه آيا نزاع دو دسته مذكور لفظى است يا معنوى بايد از مباحث مطلق و مقيد شرح اصول فقه ج اول ملاحظه شود ]
نكته دوّم : بر مبناى مشهور متأخرين دليل عام يك دليل تنجيزى است و فى حد نفسه مقتضى دارد كه وضع واضع باشد ولى دليل مطلق يك دليل تعليقى است يعنى معلق است بر اينكه مقدمات حكمت فراهم باشد و از جمله مقدمات حكمت همان نبود قرينه يا ما يصلح للقرينيه بر خلاف است و لا ريب در اينكه دليل تنجيزى بر تعليقى مقدم است .
نكته سوّم : به عقيدهء مشهور استعمال عام در ما عدا الخاص مجازى است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 220
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٠