حال جريان ورود تخصيصات و تقييدات و بيانها نيز از همين قرار است يعنى روز اول عمومات و كلياتى ابلاغ مىشد و مدت زمانى هم مسلمانان بر عمل به ظواهر مأمور بودند بر اساس مصالحى و هيچ مانعى ندارد كه براى مصالح مهمترى مدت زمانى هم مسلمين برخى واجبات را ترك و برخى محرمات را كه براى آنها فعلى نشده بود مرتكب شوند
فى المثل عام گفته : اكرام علماء حلال است كه ظهور در عموم دارد و فاسق و عادل را شامل مىشود ضمنا ظهور در حليت و اباحه دارد و مسلمانها هم عالم عادل را اكرام نكرده و فاسق را مثلا اكرام مىكردند و . . . درحالىكه فى الواقع از همان اول اكرم علماء عدول واجب و اكرام فساق حرام بوده ولى بيان نشد و موجب القاء در مفسده و تفويت مصلحت شد ولى براى مصالح مهمترى موقّتا اين تالى فاسدها قابل ارتكاب است [ چنين چيزى كاملا معقول و مقبول است و عملا هم عند العقلاء مطلب از همين قرار است كه وقتى مثلا نظام فاسد و پوسيدهاى را با انقلاب دگرگون مىسازند اينچنين نيست كه از روز اول يك بناء مستحكمى بجاى آن ويرانهها ساخته شود با همهء اجزاء و شرائط لازمه بلكه اين كار به مرور زمان انجام مىگيرد و قانون اساسى تدريجا تدوين مىشود و نيروهاى مجرى آن تدريجا سامان پذيرفته و تشكّل يافته و به اجراء قانون مىپردازند و صدالبته واضح است كه در اين ميان حيف و ميلها و تخلفاتى هم از سوى افراد فرصتطلبى يا از افراد انقلابى ولى در اثر عدم آشنائى به مبانى صادر شود ولى با تكميل و تبليغ قانون جلو تمامى اين مفاسد تدريجا گرفته مىشود و . . . ] پس وجه ثالث اوجه الوجوه و كاملا منطقى و طبيعى است
قوله : و دعوى :
مستشكل مىگويد : قياس مسئله ما به مسئله صدر اول مع الفارق است
به عبارت ديگر نسبت به مسلمين روزهاى اوّليه اسلام مطلب از قبيل اخفاء التكليف