و سرّ اينهمه آنست كه در لسان روايات عين و اثرى از قانون جمع نيست ولى جواب ما اينست كه موارد جمع عرفى مستند و مدركش سيرهء عقلائيهايست كه از سوى شارع مقدس هم ابطال و ردع نشده و بلكه امضاء شده و چنين سيرهاى ارزش دارد . . .
3 - قوله : و قد يظهر : قول سوم اينست كه بعض الاصوليين در باب نص و ظاهر تفصيل دادهاند ما بين مواردى كه نص و ظاهر از قبيل عام و خاص باشند كه دليل ظاهر يعنى عام داراى توجيه قريب است و اصولا مسئله تخصيص خيلى شايع است حتى قيل ما من عام الّا و قد خص در اينجا نص را بر ظاهر مقدم داشتهاند
و نيز مواردى كه يك دليل ظهور در وجوب دارد مثل افعل كذا و دليل ديگر نص در عدم وجوب است مثل لا بأس به ترك كذا و يا يكى ظهور در حرمت و ديگرى نص در جواز باشد و خلاصه كليهء مواردى كه ظاهر داراى توجيه قريبى باشد از قبيل حمل صيغهء افعل بر استحباب مؤكد كه شايع است و حمل لا تفعل بر كراهت شديده كه آن نيز فراوان است
در اينجا هم نص بر ظاهر مقدم است اين دو دسته از يك طرف و از طرف ديگر ما بين مواردى كه اگر بخواهيم نص را گرفته و ظاهر را توجيه كنيم توجيه قريب نداشته بلكه داراى توجيه بعيد است
نظير حمل لا تفعل بر مبالغه در عدم وجوب و حمل يجب بر مبالغه در استحباب كه قبلا گذشت و يا مانند اينكه شخصى حليلهاش را تقبيل نموده آيا تقبيل هم موجب وضو و ناقض آنست يا خير ؟
يك دسته ادلّه مىگويد : يعاد الوضوء من القبلة و من مسّ باطن الفرج و . . .
كه اظهر در وجوب است
زيرا كه جمله خبريه در مقام انشاء دلالتش بر وجوب اقوى و آكد از جمله
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٥