ظاهر است بلكه هركدام از لحاظ سندى رجحان داشت همان را مىگيريم و لو ظاهر باشد و ديگرى را طرح مىكنيم و لو نص باشد و در اين جهت لا فرق ميان مواردى كه نص و ظاهر ، عام و خاص باشند يا ظاهر داراى توجيه قريب باشد و يا توجيه بعيد به عنوان نمونه دو شاهد مىآوريم :
الف : يكى از فروعات فقهيه اينست كه هرگاه شخصى در نمازهاى چهار ركعتى مثلا سهوا يك ركعت اضافه كرده و نماز را پنج ركعتى سلام داد آيا نماز او باطل است ؟ يا صحيح است و تنها نياز به دو سجدهء سهو دارد ؟ در اين رابطه دو دسته روايات داريم :
دسته اول : روايات عامهاى كه به عمومشان دلالت مىكنند كه من زاد فى صلاته ركعة نمازش باطل است و عمومشان شامل است موردى را كه عقيب ركعت چهارم به مقدار تشهد جلوس كرده باشد يا خير در هر حال نمازش را بايد اعاده كند
دسته دوّم : روايات خاصهاى كه مىگويد : اگر پس از ركعت چهارم به مقدار تشهد نشسته و سپس سهوا ركعتى افزوده باشد نمازش صحيح است كه اين روايت نسبت به آنها اخص و نص در عدم وجوب اعاده است
ولى جناب شيخ طوسى ره در اينجا از قانون ظاهر و نص استفاده نكرده بلكه از قواعد تعارض و مرجحات باب استفاده كرده يعنى فرموده عمومات مقدم است و برطبق آنها فتوى به بطلان داده و روايات خاصه را حمل بر تقيه نموده چون موافق با مذهب عامه است و مىدانيم كه مسئله موافقت و مخالفت با عامه يكى از مرجحات احد المتعارضين بر ديگرى است ، بعض از متأخر المتأخرين هم از جناب شيخ پيروى نموده
مرحوم شيخ انصارى ( ره ) در مقام توجيه روش شيخ طوسى كه در بالا ذكر شد دو توجيه مىآورد :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٣