تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
ب : و گاهى نص و ظاهر عامين من وجه يا متباينين هستند و دليل ظاهر يك توجيه قريب دارد مثلا دليلى گفته اغتسل للجمعة كه ظهور در وجوب دارد و دليلى گفته لا بأس به ترك غسل الجمعة كه بأس به معناى عذاب است و لا براى نفى است يعنى ترك غسل جمعه عذاب دارد و اين نص در عدم وجوب است ما اين نص را گرفته و آن ظاهر را كه فعل امر است و ظهور در وجوب دارد بر استحباب مؤكد حمل مىكنيم كه توجيه قريبى است و استحباب مؤكد هم تالى تلو وجوب است و ضمنا چنين حملى از شايعات است . ج : و گاهى دليل ظاهر داراى توجيه بعيد و مجاز بعيد مىشود مثلا دليلى گفته : يجب غسل الجمعة كه اظهر در وجوب است ولى مع‌ذلك قابل توجيه است كه با زحمت حمل بر مبالغه و تاكيد استحباب باشد كه بقول رحمت الله در حاشيه : و كون التعبير بهذا اللفظ للمبالغة و تاكد الاستحباب و قربه من الوجوب بحيث يصح ان يعبر عنه به و دليل ديگر گفته : لا بأس به ترك غسل الجمعة كه نص در عدم وجوب است حال به عقيدهء جناب شيخ در تقديم نص و تأويل ظاهر فرقى ميان اين صور ثلاث نيست زيرا كه ملاك هر سه باب يكى است و آن اينكه احد الدليلين نص است و احتمال خلاف در او راه ندارد و قابل توجيه نيست ولى آن ديگرى ظاهر يا اظهر است و احتمال خلاف در او راه دارد و چون از خير سندها نتوان گذشت و از حيث دلالت هم در نص نتوان تأويلى كرد تنها راه اينست كه در ظاهر تأويل ببريم و جاى طرح ظاهر يا حمل آن بر تقيه و امثال آن نيست 2 - قوله : و قد يظهر : قول دوّم اينست كه در باب نص و ظاهر هم بايد قواعد باب متعارضين را مراعات نمود و كارى به دلالت نداريم كه كدام نص و كدام
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 192 | على محمدى خراسانى