حمل كنيم يعنى بگوئيم : از اكرم العلماء خصوص عالم عادل و از لا تكرم خصوص جاهل فاسق اراده شده و هذا هو الحق و المتعين
حال فرق بگذاريم ميان متعارضين كه از قبيل عامين من وجه باشند كه در آنها به قانون جمع مراجعه كرديم و ميان متعارضين كه از اين قبيل نباشند بلكه متباينين باشند از قبيل ثمن العذرة سحت ، و لا بأس ببيع العذرة يا اغتسل للجمعة و ينبغى غسل الجمعة [ مثال اول از قبيل متناقضان و دومى از قبيل متضادان است ] در اينگونه موارد مستقيما به قواعد باب تعارض مراجعه نموده و در قدم اول اخذ به راجح و طرح مرجوح و در قدم دوم اگر رجحانى نبود مخير باشيم در اخذ و طرح .
قوله : و لكن :
[ جا دارد بگوئيم : اين تفصيل از محل نزاع خارج است چون بحث ما دو مواردى است كه احد الدليلين لا على التعيين كه توجيه و تأويل شود تعارض رفع گردد از قبيل اغتسل و ينبغى و امّا عامين من وجه از اين قبيل نيستند بلكه هر دو احتياج به توجيه دارد ولى از اين هم كه بگذريم مىگوئيم ]
به عقيدهء مرحوم شيخ از سه وجه مذكور
همان وجه ثانى صحيح است كه در ظاهرين متعارض بايد قواعد تعارض پياده شود و جاى جمع نيست و قول به تفصيل و نيز وجه اول باطل است :
امّا اشكال تفصيل : در قسمت دوم مفصل با ما همراه و همعقيده است و مىگويد : در مثل اغتسل و ينبغى جاى قواعد تعارض است ولى در قسمت اول يعنى عامين من وجه مدعى است كه جامع جمع است نه جاى ترجيح و سه احتمال ذكر كرد كه به عقيدهء ما احتمال ثانى صحيح است و آن اينكه نسبت به مادههاى افتراق به هر دو عمل مىشود و نسبت به ماده اجتماع اخذ به راجح و طرح مرجوح مىشود مفصل گفت هو بعيد يعنى