تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
از اجمال هر دو يعنى هركدام قرينه شد بر رفع يد از ظهور ديگرى و در نتيجه مجمل شدند و ناگزير شديم از مراجعه به اصلى از اصول عمليه و لذا چنين تعبدى فايده ندارد و بهتر است كه از اول بگوئيم ادلّه حجيت اينجاها را شامل نيست و بايد سراغ مرجحات ديگر رفت و جاى تعارض است نه جمع و هذا هو المتعيّن و شاهد مطلب سيرهء مستمرهء فقهاء بر اخذ به مرجحات است در اين‌گونه موارد [ البته اثبات اين ادعاى سيره مشكل است زيرا كه شهيدين در شرح لمعه و ديگران اين‌گونه موارد را مرتب جمع مىكنند و سراغ مرجحات نيستند ] قوله : نعم : اينكه گفتيم : تعبد به صدور فايده‌اى ندارد و موجب اجمال است منظور اينست كه فائده اصلى ندارد چون به هيچ‌كدام در موردش نتوانستيم عمل كنيم امّا بايد بدانيم كه اين تعبد و اجراء ادلّه حجيت يك فايدهء جنبى دارد و آن اينكه وقتى هر دو دليل را قبول كرديم و به صدورشان ملتزم شديم البته نفى ثالث كرده و مىگوئيم غسل جمعه مثلا يا واجب است يا مستحب و قطعا اباحه يا كراهت يا حرمت ندارد چنان كه در متباينين از قبيل اكرم العلماء و لا تكرم العلماء نيز به درد نفى ثالث مىخورند . . . قوله : الّا ان :

در حقيقت اين قسمت ثمره دو احتمال مذكور را بيان مىكند

و آن اينكه : نتيجه احتمال دوم اينست كه در اين‌گونه موارد قواعد متعارضين پياده شود يعنى ابتدا به سراغ مرجحات رفته و سپس اگر مرجحاتى نبود نوبت به تخيير مىرسد كه از كلمات شيخ طوسى در استبصار و عدّه هم مستفاد بود و نتيجهء احتمال اول اينست كه : از اول امر توقف كرده و طبق هيچ‌كدام فتوا نمىدهيم آنگاه اگر احدهما با اصل عملى موافق بود مثل ينبغى در مثال مذكور كه با اصل برائت دمساز است البته به همان اصل مراجعه مىشود
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 184 | على محمدى خراسانى