1 - هر دو دليل را سندا طرح كنيم كه لا يلتزم به احد
2 - هر دو را به ظهورش اخذ كنيم كه اين هم ممكن نيست
3 - ظاهر را سندا و ظهورا اخذ كرده و اظهر را سندا طرح كنيم اين هم با ادلّه حجّيت نمىسازد .
4 - اظهر را دلالة توجيه كنيم كه اين هم باطل است چون اظهر اقوى دلالة است و صلاحيت قرينيت دارد و اگر هم بنا است توجيهى بشود بايد ظاهر را كه اضعف است توجيه كرد
5 - اظهر را گرفته و ظاهر را سندا طرح كنيم كه باز ادلّه حجيت مانع مىشود .
6 - اظهر را از لحاظ سند و دلالت گرفته و ظاهر را از لحاظ دلالت توجيه كنيم و بگوئيم چون ما يصلح للقرينية بر خلاف ظاهر در ميان است جاى اصالة الظهور نيست و هو المطلوب .
قوله : نعم :
مقدمه : دو دليلى كه با يكديگر تعارض كرده از يك نظر سه قسم مىشوند
و هر دو ظهورى هستند و هيچكدام اظهر از ديگرى نيست از يك نظر سه قسم مىشوند كه هركدام حسابى دارد .
1 - احدهما المعين قرينهء عرفيه است بر مراد از ديگرى مانند عام و خاص از قبيل اكرم العلماء و لا تكرم فساقهم كه فرضا متساوى الظهور باشند ولى عند العرف خاص قرينه بر عام است قدر مسلّمى كه جمع بين الدليلين دليل دارد يكى نص و ظاهر و يكى اظهر و ظاهر و يكى همين عام و خاص است
2 - اگر بخواهيم به هر دو دليل اخذ شود و صدور را متعبد شويم چارهاى نداريم مگر اينكه هر دو را توجيه كرده و بر خلاف ظاهرشان حمل كنيم چه عامين من وجه باشند از قبيل اكرم العلماء و لا تكرم الفساق كه هركدام را بر