تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
1 - هر دو دليل را سندا طرح كنيم كه لا يلتزم به احد 2 - هر دو را به ظهورش اخذ كنيم كه اين هم ممكن نيست 3 - ظاهر را سندا و ظهورا اخذ كرده و اظهر را سندا طرح كنيم اين هم با ادلّه حجّيت نمىسازد . 4 - اظهر را دلالة توجيه كنيم كه اين هم باطل است چون اظهر اقوى دلالة است و صلاحيت قرينيت دارد و اگر هم بنا است توجيهى بشود بايد ظاهر را كه اضعف است توجيه كرد 5 - اظهر را گرفته و ظاهر را سندا طرح كنيم كه باز ادلّه حجيت مانع مىشود . 6 - اظهر را از لحاظ سند و دلالت گرفته و ظاهر را از لحاظ دلالت توجيه كنيم و بگوئيم چون ما يصلح للقرينية بر خلاف ظاهر در ميان است جاى اصالة الظهور نيست و هو المطلوب . قوله : نعم :

مقدمه : دو دليلى كه با يكديگر تعارض كرده از يك نظر سه قسم مىشوند

و هر دو ظهورى هستند و هيچ‌كدام اظهر از ديگرى نيست از يك نظر سه قسم مىشوند كه هركدام حسابى دارد . 1 - احدهما المعين قرينهء عرفيه است بر مراد از ديگرى مانند عام و خاص از قبيل اكرم العلماء و لا تكرم فساقهم كه فرضا متساوى الظهور باشند ولى عند العرف خاص قرينه بر عام است قدر مسلّمى كه جمع بين الدليلين دليل دارد يكى نص و ظاهر و يكى اظهر و ظاهر و يكى همين عام و خاص است 2 - اگر بخواهيم به هر دو دليل اخذ شود و صدور را متعبد شويم چاره‌اى نداريم مگر اينكه هر دو را توجيه كرده و بر خلاف ظاهرشان حمل كنيم چه عامين من وجه باشند از قبيل اكرم العلماء و لا تكرم الفساق كه هركدام را بر