3 - ظاهر را از لحاظ سند و دلالت اخذ كرده و نص را سندا طرح كنيم و بگوئيم كذب محض است .
اين احتمال نيز باطل است زيرا كه ادلّه حجيت خبر واحد اين نص را هم شامل است از طرح آن و مانع مىشود .
4 - نص را سندا و دلالة اخذ كنيم و ظاهر را سندا طرح كنيم اين نيز مبتلا به اشكال احتمال سوم است
5 - ظاهر را گرفته و نص را توجيه كنيم اين هم باطل است چون نص توجيه بردار نيست .
6 - نص را اخذ كرده و ظاهر را نيز سندا اخذ كنيم ولى از لحاظ دلالت توجيه كنيم و بر خلاف ظاهر حمل كنيم مثلا در مثال مذكور در مقدمه بگوئيم منظور اينست كه اكرام غير زيد از علماء واجب است و اين احتمال متعين است و هو المطلوب كه نتيجهاش جمع دلالى است .
و به بيان مرحوم شيخ امر دائر است كه از اصالة الظهور در ظاهر رفع يد كنيم يا از اصالة السند در نص و حيث اينكه ادلّهء حجيت نص سند او را تضمين مىكند و مانع مىشود از رفع يد از سند نوبت به رفع يد از ظاهر مىرسد و اصالة الظهور را كنار مىزنيم و اين كاملا منطقى است زيرا كه حجيت اصالة الظهور معلق است به اينكه قرينه يا ما يصلح للقرينيّة بر خلاف ظاهر در ميان نباشد و فرض اينست كه نص مذكور صلاحيت قرينيّت دارد و لذا نوبت به اخذ به ظاهر نمىرسد و بقول مرحوم شيخ الاصل دليل حيث لا دليل . پس در نص و ظاهر كه علىحده محاسبه كرديم مطلوب ما نتيجه گرفته شد
و امّا در باب اظهر و ظاهر كه آن هم عند المشهور يكى از مصاديق جمع عرفى است و مثالش گفته آمد نيز چند احتمال متصور است و ببرهان سبر و تقسيم مطلوب خود را بدست مىآوريم :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٠