بگويد يحرم اكرام زيد كه هر دو نص در مدلول خود يعنى وجوب يا حرمت اكرام زيد هستند در اينجا قطعا دستمان از جمع بينهما كوتاه است چون دلالتها قابل توجيه نيست و لذا نوبت به قواعد تعارض مىرسد و يا قوانين دوران بين المحذورين ولى اينگونه موارد در لابلاى اخبار بسيار نادر است
2 - يكى نص و ديگرى ظاهر باشد مثل اكرم العلماء كه ظهور در وجوب اكرام زيد عالم دارد و يحرم اكرام زيد كه نص در حرمت اكرام زيد است [ وضع اين صورت روشن خواهد شد ]
3 - يكى اظهر باشد و ديگرى ظاهر كه البته اظهر و ظاهر صورى دارد گاهى ممكن است عام و خاص باشند و گاهى عامين من وجه و گاهى متباينين كه فعلا اين جهات مد نظر نيست و تنها به مثالى قناعت مىكنيم : اكرم العلماء ظهور دارد در وجوب اكرام جميع علماء و منجمله فلاسفه و لا بأس باكرام الفلاسفة كه اظهر است در عدم وجوب اكرام اين دسته بخصوص و جهت اظهريت خصوصيت آنست كه دلالت خاص بر خصوص موردش از دلالت عام برآن مورد اقوى است [ اين صورت هم محل بحث است ]
4 - هر دو دليل متعارض ظاهرين باشند كه فعلا مورد نظر نيست و در قسمت بعدى با كلمهء نعم بيان خواهد شد حال با عنايت به اين مقدمه مىگوئيم :
امّا در باب نص و ظاهر كه يكى از موارد جمع عرفى است عند المشهور و مثالش را آورديم چند احتمال متصور است
1 - هر دو دليل يعنى هم نص و هم ظاهر را طرح كنيم اين احتمال عند الكل باطل است چه قائلين به جمع و حمل ظاهر بر خلافش و چه قائلين به تعارض و در نتيجه ترجيح يا تخيير
2 - هر دو دليل را بدون توجيه و تأويل ظاهر اخذ كنيم اين نيز باطل است چون تناقضگوئى است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٧٩