نظير ظاهر الكتاب كه استقلالا حجيت دارد و در مباحث حجيت ظواهر ارزشمندى آن به ثبت رسيده و حديثى را كه موافق آن باشد بر حديث مخالف برترى مىدهد و مانند اصل عملى [ برائت - استصحاب و . . . ] كه در مجارى خودش مستقلا معتبر است و ضمنا حديث موافق با آن را ترجيح مىدهد فرض بفرمائيد : حديثى گفته : دعا عند رؤية الهلال واجب است و حديثى گفته واجب نيست و تعارض كردهاند در اينجا اصل برائت موجب رجحان حديث دوّم بر اولى مىشود .
2 - عوامل خارجيهاى كه فى نفسها حجيت و اعتبارى ندارند و مستقلا به درد بيان و تثبيت حكم شرعى نمىخورند ولى موجب رجحان هستند نظير شهرت فتوائيه كه عند المشهور حجت نيست ولى حديث موافق با آن ترجيح دارد بر مخالف و مانند اجماع منقول به خبر واحد كه على قول حجيت ذاتيه ندارد ولى موجب رجحان حديث موافق بر مخالف با اجماع مىشود .
قوله : ثم المستقل :
مرجحات خارجيه در تقسيم ديگر دو قسم مىشوند :
1 - امور مستقلهاى كه اگر به كمك و پشتيبانى يك حديث آمدند سبب مىشوند كه آن حديث از ديگرى اقرب الى الصدور و الى الحق و ابعد عن الكذب گردد و احتمال صدور آن دوچندان شود فرض بفرمائيد احد المتعارضين موافق با ظاهر الكتاب است در اينكه خود اين خبر اقتضاء ظن به حكم دارد ظاهر الكتاب هم كه معاضد او است خود مفيد ظن است و لا ريب در اينكه ظنون وقتى متراكم شد قوىتر شده و گاهى به سرحدّ علم هم مىرسند و لذا حديث موافق با ظاهر كتاب اقرب الى الصدق و ابعد عن الكذب مىگردد يا فرض كنيد احد المتعارضين با اصل برائت موافق است و ما هم معتقديم كه برائت مثل خبر واحد يك اماره است و مفيد ظن به واقع البته باز خبر موافق ظن به صدور و