تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
به كار رفته و حق يعنى ابعد از باطل است و باطل يعنى اقرب الى الباطل است . قوله : و منها :

فراز چهارم :

در برخى از احاديث باب اصالة الاحتياط مىخوانيم : دع ما يريبك الى ما لا يريبك از اين حديث استفاده مىشود كه اذا دار الأمر بين دو چيز [ چه خبر يا غيره ] كه يكى از آن دو فيه ريب و ديگرى لا ريب فيه است بايد بطور كلى لا ريب فيه را گرفت [ البته لا ريب فيه نسبى به همان معنا كه در فراز دوم ذكر شد ] به حكم اين كبراى كلى كه با ماء موصوله آمده و مفيد عموم است اگر دو حديث تعارض كردند كه احدهما منقول به لفظ و ديگرى منقول به معنا بود بايد منقول به لفظ را گرفت چون ما لا يريبك است [ و نيز اگر دو حديث تعارض كرد كه احدهما عالى السند يا اعلى سندا و ديگرى اين‌گونه نبود به عبارت ديگر احدهما قليل الواسطه و ديگرى كثير الواسطه بود بايد اولى را گرفت زيرا كه مما لا ريب فيه است و خلاصه تعدى مىكنيم به كليهء مرجحاتى كه در طرف راجح آن احتمال خلاف كه در طرف مرجوح باشد نيست به حكم دع ما يريبك الى ما لا يريبك فدع المرسل الى المسند و العادل على الاعدل و . . .

المقام الرابع المرجحات :

مقام چهارم و آخرين مقام بحث از مقامات اربع بخش دوّم باب تعادل و تراجيح يعنى بخش تراجيح ، پيرامون مرجحات احد المتعارضين بر ديگرى است و اينكه چه عواملى موجب مىشوند كه يك حديث متعارض بر رقيب غلبه كرده و رجحان پيدا كند و حجّت فعليه شود و امتياز بيشترى را به خود اختصاص دهد و حديث ديگر بطور كلى طرح يا توجيه شود ؟ بطور كلى

مرجحات و مزاياى احد الخبرين المتعارضين بر ديگرى

در يك
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 158 | على محمدى خراسانى