به اين فتوا دهند و هم به آنكه معارض است بلكه الّا و لابد وقتى يك طرف شهرت عملى داشت طرف ديگر شذوذ عملى خواهد داشت .
امّا شهرت روائى بلا مانع است و هر دو طرف مىتوانند داراى آن باشند و معارض هم باشند .
پس با معناى مشهور و مجمع عليه آشنا شديم و امّا منظور از لا ريب فيه چيست ؟ ظاهر اطلاق تعبير آنست كه لا ريب فيه يعنى لا ريب فيه من جميع الجهات يعنى قطعى است و شكبردار نيست ازهرجهت چه از لحاظ متن و چه دلالت و چه صدور و چه جهت صدور از همهء اينها قطعى است ولى قطعا اين ظاهر مراد نيست به چند دليل :
1 - اگر مشهور لا ريب فيه به اين معنا بود حتما شاذ فيه ريب نبود بلكه لا ريب فى بطلانه بود و واضح است كه بلا ريب فى صحته با لا ريب فى بطلانه تعارض نمىكنند فكيف در كلام امام فرض شده ؟
2 - راوى فرض كرد كه اگر هر دو مشهور و مجمع عليه بودند چه كنيم ؟ باز پيدا است كه ممكن نيست مراد اين باشد كه اگر هر دو متعارض مما لا ريب فى صحته بود چه كنيم ؟ اين جمع بين متنافيين و قطع به متناقضين است پس اطلاق كلام مراد نيست .
3 - اگر مراد از لا ريب فيه يعنى لا ريب فى صحته و قطعيته ممكن نبود كه طبق مقبوله قبل از ترجيح به شهرت سخن از ترجيح به صفات به ميان آيد زيرا كه با وجود مرجح قطعى جاى مرجح ظنى نيست [ البته طبق بيان خود شيخ ره ترجيح به صفات مربوط به حكمين شد نه خبرين متعارضين ]
4 - اگر مراد از لا ريب فيه آن بود كه مشهور لا ريب فى صحته است ديگر معقول نبود كه راوى سؤال از ساير مرجحات ظنيه كرده . و امام هم او را تقرير فرموده و جواب داده باشند بلكه حتما ترجيح به شهرت كار را يكسره مىكرد .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 155
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٥٥