و براى نمونه مرحوم شيخ به چهار فراز كه قابل استدلال هستند براى مدعاى مذكور اشاره مىفرمايند :
قوله : منها :
فراز اوّل :
در مجموعهء دو روايت مقبوله كه مشهوره است از حيث روايت و عمل مگر در ترجيح به صفات و مرفوعه كه شهرت عمليه دارد در بخش ترجيح به صفات به چند صفت مشخص برخورد مىكنيم كه از مرجحات صدور يك حديث به حساب آمده و آنها عبارتند از :
1 - افقهيت
2 - اعدليت
3 - اوثقيت « در مرفوعه »
4 - اصدقيت « مقبوله » حال لا شك در اينكه تمامى اين صفات در يك امر مشترك هستند و آن اينكه موجب اقربيت احد الخبرين الى الواقع و الصدق مىشوند يعنى اگر دو حديث تعارض كرد و احدهما واجد يك يا همهء مرجحات مذكور بود احتمال قوى مىدهيم كه همان صادر شده باشد با اين تفاوت كه در دو صفت از صفات مذكور احتمال خصوصيت و سببيت داده مىشود و آنها صفت اعدليت و افقهيت است كه احتمال مىدهيم اينها صرفا طريق بسوى اقربيت الى الواقع باشند و احتمال هم مىدهيم كه خصوصيت داشته باشند يعنى اگر اقربيت بسوى حق از اين راه حاصل شد ارزش دارد و سبب رجحان است نه از راه ديگر و لو مشابه باشد و جهت احتمال خصوصيت در آن دو اينست كه مبدأ اشتقاق آن دو كه عدالت و فقاهت باشد در مواردى خصوصيت دارند .
يعنى مثلا در باب شهادت ، شهادت طريق است ولى بايد شاهد عادل باشد و اگر قاضى از راه خبر و شهادت ثقات به نتيجهاى برسد كافى نيست بلكه بايد از راه عدول باشد .