قوله : و لذا :
[ مباحثه شيخ با كلينى ]
مرحوم ثقة الاسلام كلينى در ديباچه كتاب شريف كافى وقتى مرجحات منصوصه را متعرض شدهاند سه عامل را از مرجحات منصوصه قلمداد كردهاند :
1 - موافقت با كتاب الله كه روايات مىگويد : اخبار را به كتاب عرضه كنيد عما وافق كتاب الله فخذوه .
2 - مخالفت با عامه كه روايات مىگويد : ما وافق القوم فدعوه فان الرشد فى خلافهم
3 - مشهور و شاذ بودن كه حديث مشهور را بايد گرفت و رجحان دارد فان المجمع عليه لا ريب فيه بعد فرموده : و لا نعرف من ذلك الّا اقلّه يعنى ما از مرجحات موارد بسيار كمى را مىشناسيم در پايان هم فرموده : و لا نجد شيئا احوط و لا اوسع از تخيير . . .
مرحوم شيخ در رابطه با سه نكته در كلام مرحوم كلينى بحث مىكنند :
نكته اوّل : چرا مرحوم كلينى در ميان مرجحات منصوصه ترجيح به صفات راوى را ذكر نكرده ؟ در جواب اين سؤال تحليلهائى شده كه به دو تحليل در كتاب اشاره شده و يكى هم مرحوم آشتيانى دارد :
تحليل اوّل : خود شيخ فرموده : علت آنست كه ترجيح به صفات از قبيل اعدليت و اوثقيت و . . . از امورى است كه در اذهان عقلاء مرتكز است و بيان اخبار هم ارشاد به همان است [ همان گونه كه جمع مقبول مركوز است ] و لذا نيازى به بيان نديده [ كانّ مرحوم شيخ مىخواهد بفرمايد كه عند الكلينى اين مرجح از مرجحات منصوصهء تعبديه نيست كه امرش مولوى باشد بلكه ارشادى است ]
تحليل دوّم : عدّهاى از اخباريين گفتهاند : علت نياوردن ترجيح به صفات آنست كه به تصريح خود كلينى در ديباچه كتاب كافى تمام روايات كافى صحيحه و معتبره هستند و راويانش عدول هستند و از حيث صفات راوى ترجيحى ندارند