در مقام رابع به تفصيل خواهيم گفت كه جمع دلالى بر همهء وجوه ترجيح و تخيير مقدم است منتها بايد يك جمع مقبول باشد يعنى جمعى كه عرف و عقلاء آن را قبول كرده و در مكالمات خود از آن استفاده مىكنند همانند جمع بين اظهر و ظاهر و نص و ظاهر به حمل ظاهر بر نص يا اظهر ]
و نيز از مسئله ترجيح به صفات در مقبوله هم بگذريم [ چرا كه ترجيح به صفات كه در مقبوله ابن حنظله بر همهء مرجحات ديگر مقدم شد در حقيقت مربوط به تعارض حكمين و قاضيين بود و ربطى به تعارض حديثين كه مورد بحث ما باشد نداشت و سابقا هم در ذيل مقبوله و هم در موضع اوّل از پنج موضع قبل از مقام ثالث اين مطلب تفصيلا حلّاجى شد ] نوبت مىرسد به اينكه مرجحاتى كه از نصوص و اخبار مذكوره استفاده مىشود عبارتند از چهار عامل ذيل :
1 - ترجيح به شهرت و شذوذ كه هم در مقبوله و هم در مرفوعه بيان شد .
2 - ترجيح به صفات راوى از قبيل اعدليت - اوثقيت - اصدقيت و . . . كه در مرفوعه بيان شد .
3 - ترجيح به موافقت و مخالفت عامّه كه هم در مقبوله و مرفوعه و هم در ساير اخبار بود .
4 - ترجيح به موافقت و مخالفت با ميل حكام و سلاطين و قضات آنها كه در مقبوله بيان شد . [ البته ترجيح به احدث تاريخا معرض عنه اصحاب بود كما مرّ و ترجيح به نسخ هم مردود شد چنان كه در موضع رابع گذشت لذا آنها را نياوردند ]
علاوه بر اينها در اخبار علاجيه سخن از موافقت و مخالفت با كتاب و سنّت نيز به ميان آمد كه به عقيدهء مرحوم شيخ آنها را مرجح صرف نتوان ناميد بلكه معاضد هستند
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٢