حال امام ( ع ) كه فرمود از متشابهات پيروى نكنيد منظورش مجملات نيست چون مجمل كه متابعت ندارد بلكه مراد مؤولات است يعنى از ظواهرى كه قرينه بر خلاف دارند چه متصل چه منفصل و تاويل برده شدهاند متابعت نكنيد بلكه آن ظواهر را بر اين قرينه حمل كنيد از باب حمل ظاهر بر اظهر و ارجاع ظاهر به نص و هذا هو المطلوب كه بين احاديث را جمع كنيد و آن را كه متشابه است يعنى ظاهر مأول به محكم يعنى نص يا اظهر ارجاع دهيد .
قوله : و هذا المعنى :
گويا كسى مىپرسد : مسئله ارجاع ظاهر به اظهر يا نص كه يك امر واضح و روشنى است و در اذهان عقلاء عالم و اهل لسان مرتكز است و نيازى به بيان ندارد كه امام ( ع ) بفرمايد : ظاهر را ارجاع دهيد به نصوص و . . .
مرحوم شيخ در مقام دفع اين شبهه مىفرمايند : آرى مطلب همين است ولى قدر مسلّم از اين تأويلات و وجهالجمعها نسبت به كلمات مقطوع الصدور است مثل آيات قرآن ، سنت متواتره و ممكن است كسى به ذهنش خطور كند كه اين شيوه در اخبار آحاد كه ظنى الصدور هستند و به ادلّه حجيت نازل منزله قطعى الصدور شدهاند جارى نيست امام ( ع ) بدينوسيله اين شبهه را حل كردهاند كه خير فرقى ميان معلوم الصدور به علم وجدانى با مظنون الصدورى كه نازل منزلهء علم است نمىباشد و در هر دو مورد حكم همين است .
و خلاصه منظور حديث سيزدهم اينست كه : به صرف اينكه به يك حديثى رسيد كه با حديث ديگر تنافى دارد مبادرت به اخذ به احد و طرح ديگرى نداشته باشيد هرچند احدهما از لحاظ سندى از ديگرى ارجح باشد ولى نوبت به طرح نمىرسد بلكه حتى الامكان متشابهات يعنى ظواهر را به محكمات يعنى اظهر و نص ارجاع دهيد و اين همان قانون الجمع مهما امكن است كه از طرح اولويت دارد .
و منظور حديث چهاردهم هم اينست كه فقيه كسى نيست كه تا به
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٩