دو حديث متعارض برخورد كرد بلافاصله آستين بالا زده و احدهما را طرح كرده از صحنه خارج سازد بلكه فقيه واقعى كسى است كه در اطراف كلمات وارده از معصومين تأمل و دقت بيشترى كرده و حتى الامكان سعى كند ظواهر را با يكديگر آشتى داده و جمع كند .
آرى اينست هنر فقيه و گرنه تخيير يا ترجيح كه كار مشكلى نيست . پس جمع بين دوازده روايت قبلى با اين دو روايت هم به اينست كه آن روايات را حمل كنيم بر ظاهرين كه بينهما جمع نشايد و لذا نوبت طرح و ترجيح و تخيير و نسخ و . . . است و اين دو روايت را بر نص و ظاهر و اظهر و ظاهر حمل كنيم كه جمع بينهما مىشود و بر هر ترجيحى مقدم است .
و البته ممكن است اشاره به جمع تبرعى داشته باشند كه بعدها از زبان شيخ طوسى بيان خواهد شد كه و لو در مقام عمل جمع بين ظاهرين نشايد ولى طرح نبايد كرد و يك توجيهى و لو بعيد براى آن يافت كه در تنبيه دوم از تنبيهات مرجح جهتى خواهد آمد .
و امّا المقام الثالث :
مقدمه
بطور كلى مرجحات در يك تقسيم به دو دسته منقسم مىشوند :
الف : مرجحات منصوصه يعنى مزايائى كه سبب اقربيت احد الخبرين الى الواقع و الصدق مىشوند و در لسان احاديث بدانها تصريح شده .
ب : مرجحات غير منصوصه يعنى عواملى كه سبب اقربيت الى الواقع مىشوند و ضمنا در لسان روايات هم بدانها تصريح نشده از قبيل منقول به لفظ نسبت به منقول به معنا و . . .