2 - تنها دو روايت از چهارده روايت مذكور كه روايت سيزده و چهارده باشد ظهور دارند در اينكه حتى الامكان بايد ميان كلمات ائمه ( ع ) جمع كنيم و آنها را باهم آشتى داده و بعضى را با بعض ديگر تفسير كنيم و تا امكان جمع هست نوبت به طرح احدهما نمىرسد .
مثلا در حديث سيزدهم امام ( ع ) مىفرمايد : در ميان احاديث ما نيز مثل قرآن محكمات هست و متشابهات و شما وظيفه داريد از محكمات متابعت كرده و متشابهات را بدانها ارجاع دهيد و با آنها تفسير كنيد و حق نداريد از متشابهات متابعت كنيد و گرنه گمراه مىشويد بايد ديد مراد از محكمات چيست ؟ و متشابهات يعنى چه ؟ محكمات دو شعبه دارد :
1 - نصوص يعنى كلماتى كه نص و صريح در دلالت بر مطلوب هستند و هيچگونه احتمال خلافى در آنها راه ندارد .
2 - ظواهر يعنى كلماتى كه ظهور در مطلوب دارند و احتمال اراده خلاف ظاهر هم در آنها مىرود ولى مادامىكه قرينهاى بر خلاف نباشد به اين احتمال اعتنا نشده و براساس ظهور كلام مشى مىشود حال محكمات به هر دو قسمش متابعت دارد امّا النصوص كه واضح است و اما الظواهر هم كه بناء قطعى عقلاء بر اخذ و عمل به ظواهر است كما ثبت فى محلّه .
و امّا متشابهات : اينها نيز دو شعبه دارند : 1 - مجملات 2 - مؤولات
منظور از مجمل آن جملات يا كلماتى است كه از اول امرش مردّد بين دو يا چند معنا است و ظهور در هيچكدام ندارند مانند عين ، قرء ، جون و . . .
منظور از مأوّل آن كلامى است كه ظهور در معنائى داشته ولى قرينه قوىتر مىآمده آن ظاهر را بر هم زده و دلالت كرده كه اين ظاهر مراد نيست و خلاف ظاهر مراد است و اين را تأويل گويند يعنى حمل بر خلاف ظاهر مثل رأيت اسدا يرمى كه به بركت يرمى اسد از ظهور در حيوان مفترس صرف شده به ظهور در رجل شجاع .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٨