[ بنا بر اينكه اخبار دسته سوم مطلق باشند يا مجمل ] هستند و واضح است كه بايد مطلقات را بر مقيدات حمل كرده و حكم كنيم به تخيير پس از فقد ترجيحات .
3 - برخى از احاديث باب پس از فقد مرجحات امر به توقف كرده و برخى امر به تخيير و خود اينها با يكديگر متعارض هستند و وجه الجمع آنها به اينست كه : اخبار توقف را حمل كنيم به زمان تمكن از علم و زمان حضور امام ( ع ) و نوعا در اخبار توقف غايت آمده كه فارجه حتى تلقى امامك ، عليكم الوقوف و . . . و اخبار تخيير را كه از اين حيث مطلق هستند حمل كنيم به زمان غيبت كزماننا هذا كه بعد از فقد مرجحات جاى تخيير است نه توقف [ اين اجمالى از تفاصيل باب است كه در كتب مفصله آمده ]
الموضع الثالث :
اخبار علاجيه از يك نظر سه دسته مىشوند :
1 - اخبارى كه همهء مرجحات منصوصه را متعرض شده سپس حكم به تخيير يا توقف كرده مثل مقبوله ابن حنظله و مرفوعه زراره .
2 - اخبارى كه يك يا دو مرجح را گفته سپس به سراغ تخيير يا توقف رفته كه نوع احاديث باب از همين قبيل بود .
3 - اخبارى كه از اول و بقول مطلق سراغ تخيير يا توقف رفته [ منتها مصنف اخبار توقف را توجيه كرده و به زمان حضور و تمكن از امام حمل كرده لذا از آن بحثى نمىكنند و سخن از تخيير مىگويند ] .
حال دسته اول با دسته دوم و هر دو با دسته سوم در ظاهر تنافى و تعارض دارند چه بايد كرد ؟
مرحوم شيخ در مقام وجه الجمع دسته اول و دوّم دو بيان دارند :
بيان اوّل : دسته اول مقيد است و دستهء دوّم مطلق است [ يعنى همه