تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
البته دليل بر تنجّس ملاقى نمىشود زيرا كه شرعا هر نجسى حرام است ولى هر حرامى نجس نيست و عدم علم به تذكيه هم كه اعم است از عدم التذكية و لذا دليلى بر نجاست ملاقى نيست . ولى اگر تحريم اكل از اين باب باشد كه اوّل آن صيد را محكوم به ميته بودن و عدم مذكى بودن نموده سپس حكم به حرمت مىكنيم البته در اين فرض موضوع تنجس كه ميتويت است احراز شده پس تمام آثار ميته بودن مترتب مىشود و يكى از آنها تنجّس ملاقى است . مرحوم شيخ مىفرمايد : مرجع بخش اول كلام اين قائل به اينست كه داستان حرمت اكل صيد با وجود شك در مذكى بودن صرفا يك حكم تعبدى و براساس روايات است و گويا منظور اينست كه اصالة الحرمة در لحوم اصلى مستقل و برأسه است و اين مطلب حسن و پسنديده است منتها دو اشكال دارد : 1 - لازمه‌اش اينست كه بر اين صيد مشكوك از احكام ميته بودن تنها حرمت اكل مترتب مىشود و امّا نجاست ملاقى و . . . ثابت نيست و اين لازم را احدى ملتزم نيست . 2 - ما از خود لا تأكلوا كه در لسان اخبار آمده استفاده مىكنيم كه حرمت صرفا يك حكم تعبدى مولوى نيست بلكه از باب ارشاد به موضوع يعنى ميتويت است كه هذه ميتة فيحرم اكلها اگر از اين باب شد پس ساير احكام ميته هم كه نجاست ملاقى باشد بار مىشود . و شاهد مطلب اينكه بسيارى از امور معتبره در تذكيه از قبيل تسميه ، روبه‌قبله بودن و . . . از همين تعبير به لا تأكلوا استفاده شده مثلا در قرآن مىخوانيم :
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
آقايان فقهاء گفته‌اند . منظور اينست كه ذبح بدون تسميه موجب ميته بودن است و لا تأكلوا ارشاد به ميته بودن است و . . . پس عدّه‌اى بين اصل سببى و مسببى تعارض