حال نمىدانيم كه شكار در اثر رمى يا امساك كلاب معلّمه كشته شده تا حلال و طاهر و مذكى باشد پس آب قليل هم همچنان پاك است ؟ يا در اثر سقوط از بلندى مرده كه ميته است و حرام و نجس و در نتيجه ملاقى نجس هم متنجس بوده و اين آب قليل نجس شده ؟
در چنين موردى علامه و عدهاى گفتهاند دو اصل جارى مىشود يكى اصالة عدم التذكية كه نتيجهاش تنجّس ملاقى است و ديگرى اصالة بقاء الطهارة در آب قليل كه نتيجهاش طهارت آب و ملاقى است و اين دو اصل تعارضا تساقطا و به اصل ثالث مراجعه مىشود كه قاعده طهارت در آب باشد به حكم كل شىء طاهر ، حال اصالة بقاء طهارت اصل مسببى و اصل عدم تذكيه سببى است معذلك گفتهاند هر دو جارى مىشوند .
و همين علّامه در نوع كتب خود و ساير فقهاء عظام از قبيل شهيدين و . . .
فتوا دادهاند به نجاست آب قليل در اثر اينكه اصل سببى عدم تذكيه و ميتويت را بر اصل مسببى طهارت ماء مقدم داشتهاند و به عقيدهء ما هم مطلب از همين قرار است زيرا به تفصيل اثبات شد كه اصل سببى مقدم است و استصحاب عدم تذكيه اصل سببى است جارى مىشود و يترتب عليه جميع آثار ميته بودن كه از جملهء آنها حرمت اكل و تنجّس صيد و از جمله آنها تنجّس ملاقى است پس نوبت به اصل مسببى نمىرسد كه اصل بقاء طهارت آب قليل باشد .
قوله : نعم :
برخى از فقهاء در همين فرع مذكور فرمودهاند : برحسب روايات خوردن گوشت صيدى كه مشكوك التذكية است حرام و ممنوع است .
حال اگر اين تحريم اكل صرفا بخاطر شك در تذكيه و عدم آن باشد تعبدا .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 390
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٠