تازه مىخواهد حادث شود .
حال در تمامى اين آثار عقلاء عالم عملا بنا را بر حيات زيد گذاشته و كليه اين آثار را مترتب مىكنند و فرقى ميان آثار موجوده و معدومه هم نمىگذارند .
قوله : ثم إنّه :
تا اينجا نظريهء مشهور و مرحوم شيخ در باب تقديم سببى و مسببى بيان شد .
و امّا نظريهء دوّم در مسئله : هيچكدام از دو استصحاب سببى و مسببى بر يكديگر مقدم نيستند بلكه هر دو جارى مىشوند و با يكديگر تعارض كرده و تساقط مىكنند و به اصل ثالث مراجعه مىشود .
طرفداران اين نظريه جناب شيخ طوسى و محقق اول و علّامه فى بعض اقواله و گروهى از متأخر المتأخرين هستند [ تا محقق اول را قدما از محقق تا علامه را متأخرين و از علامه به بعد را متأخر المتأخرين گويند ] نقل شواهدى از كلمات اين بزرگان :
الف : جناب شيخ طوسى در كتاب مبسوط در رابطه با عبدى كه غايب شده و فعلا نمىدانيم زنده است يا مرده ؟ فتوا داده به اينكه زكات فطرهء او بر مولايش واجب نيست .
جناب محقق اول در كتاب معتبر همين نظريه را پسنديده و از ادلّه مخالفين جواب داده : بطور كلى مخالفين يعنى طرفداران وجوب فطريه عبد غايب بر مولى براى اثبات وجوب دو دليل آوردهاند :
1 - استصحاب مىكنيم بقاء و حيات عبد را و نتيجه مىگيريم وجوب فطريه او را بر مولى محقق جواب داده به اينكه : اصالة البقاء با اصالة عدم الوجوب معارض است چون قبل از شب عيد فطر كه فطريه واجب نبود حالا شك در وجوب مىكنيم جاى استصحاب عدم وجوب است حال با
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٨٧