تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
برائت بود و مبحث دوم پيرامون تعارض الاستصحاب با اصالة الاحتياط و قاعدهء اشتغال و استصحاب اشتغال است امّا تعارض استصحاب و اصل احتياط : نسبت بينهما عموم و خصوص من وجه است ماده افتراق احتياط موارد علم اجمالى است كه شك ما حالت سابقه نداشته باشد و ماده افتراق استصحاب موارد غير علم اجمالى است و ماده اجتماع هم مواردى است كه هم علم اجمالى داريم و هم شك ما حالت سابقه دارد و تعارض مربوط به اينجا است اينك چند مثال : الف : در زمان حضور معصوم يقينا نماز جمعه واجب بوده و اينك زمان غيبت رسيده و شك داريم كه آيا ظهر واجب است يا جمعه ؟ يقينا از آن دو خارج نيست پس علم اجمالى داريم ولى تفصيلا نمىدانيم حال از طرفى به ملاحظه حالت سابقه جاى استصحاب وجوب جمعه است و جاى جمع بينهما نيست و از طرفى به ملاحظه علم اجمالى جاى اصالة الاحتياط و جمع بينهما است و اصلين تعارض دارند . ب : شخصى به مقدار چهار فرسخ مىرود و يك شب در آنجا مانده روز بعد برمىگردد حال آيا بايد قصر بخواند يا اتمام ؟ حالت سابقه وجوب اتمام است ولى الآن در سر چهار فرسخ علم اجمالى داريم به وجوب قصر و اتمام به ملاحظه حالت سابقه معينا بايد تمام بخوانيد و به ملاحظه علم اجمالى بايد بينهما را جمع كنيم و به يكى اكتفا نكنيم و لذا اصلين تعارضا [ اين دو مثال از شبههء حكميه بود ] . ج : شخصى تصميم سفر تا مسافت شرعيه يعنى هشت فرسخ را دارد چنين كسى از اول همين‌كه به حدّ ترخص [ نقطه‌اى كه خفاء اذان و جدران مىشود ] رسيد بايد قصر بخواند ولى الآن به نقطه‌اى رسيده كه نمىداند آيا حدّ ترخص است تا قصر بخواند يا نيست تا تمام بخواند ؟ از طرفى سابق بر