و بدينوسيله موضوع دليل قبلى مضيق شده و به غير كثير الشك اختصاص مىيابد .
با عنايت به اين مقدمه مىگوئيم : در ما نحن فيه هر دو نوع حكومت قابل تصوير است و از عبارت شيخ ره نيز هر دو نوع استفاده مىشود :
امّا حكومت بر نحو توسعه از قسمت اوّل كلام شيخ مستفاد است و آن اينكه : ادلّه و اخبار برائت مغيا به غايت حتى يرد فيه نهى است و ظاهرش هم خصوص نهى واقعى است ولى دليل الاستصحاب كه مىگويد لا تنقض اليقين بالشك مفادش اينست كه شك را ناديده بگير و چنين فرض كن كه يقين سابقت باقى است و يقين سابق به وجود نهى بود كه الآن هم آن را ابقاء كن و حكم به بقاء آن بكن بدينوسيله آن غايت حتى يرد فيه نهى تفسير مىشود و دلالت مىكند به اينكه مراد از نهى اعم از واقعى و ظاهرى است و نهى استصحابى يك نهى ظاهرى است پس تنزيلا غايت حاصل شده پس تنزيلا جاى مغيا نيست .
و هذا معنى الحكومة نظير آنچه در لا صلاة الّا بطهور با ادلّه حجيت استصحاب است كه متبادر از لا صلاة الّا بطهور آنست كه طهور واقعى شرط است ولى دليل استصحاب مىگويد طهارت استصحابيه هم نازل منزلهء طهارت واقعيه است .
و دامنه دليل اول را كه دليل الشرط باشد توسعه مىدهد و امّا حكومت بر نحو تضييق از قسمت پايانى عبارت مستفاد است .
و مرحوم حاج آقا رضا همدانى هم از عبارت شيخ ره حكومت به همين معنا را فهميده و آن اينكه موضوع اخبار برائت شيئى مشكوك است ، كل شىء مطلق اى كل شىء مشكوك الرخصة و المنع فهو مطلق و استصحاب كه آمد تنزيلا و تعبدا شك را نابود مىسازد نه وجدانا چون استصحاب كه يقينآور
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥١