المحذورين است كه بلا اشكال جاى احتياط و برائت نيست در نتيجه اين اصول ثلاث با يكديگر تعارض نمىكنند .
2 - تعارض استصحاب با هريك از اين اصول ثلاثه :
از آنجا كه نسبت ميان استصحاب با هريك از اين از اصول سهگانهء مذكور [ برائت - احتياط - تخيير ] از نسب اربع عموم و خصوص من وجه است لذا در مادّه اجتماع با يكديگر اجتماع كرده و اگر دو نتيجه متنافى داشته باشند با يكديگر تعارض مىكنند و جاى اين بحث وجود دارد كه تفصيلا خواهد آمد .
3 - تعارض استصحاب با استصحاب ديگر كه هدف اصلى و مسئله مهم همين بحث است كما سيأتى ،
فعلا بحث ما راجع به مقام ثانى يعنى تعارض استصحاب با سه اصل مذكور است و در آن سه بحث داريم .
1 - تعارض استصحاب با اصل برائت .
2 - تعارض استصحاب با اصالة الاحتياط و الاشتغال .
3 - تعارض استصحاب با اصالة التخيير .
مبحث اوّل : اگر استصحاب با اصل برائت تعارض كردند كدام مقدم است ؟
نسبت بينهما عموم من وجه است يعنى ماده اجتماع و افتراق دارند امّا ماده افتراق از ناحيه اصل برائت عبارتست از موارد شك در اصل تكليف بدون اينكه حالت سابقهاى در كار باشد و ماده افتراق استصحاب موارد شك در مكلف و دوران بين المحذورين با وجود يقين سابق است و مادّه اجتماع عبارتست از شك در اصل تكليف با وجود حالت سابقه مثلا عصير عنبى قبل از غليان هم پاك و هم حلال است واقعا و بعد از غليان و قبل از ذهاب ثلثين عند المشهور هم نجس و هم حرام مىشود واقعا و پس از ذهاب ثلثين بالنار هم قطعا پاك و حلال واقعى مىشود ولى بعد از ذهاب ثلثين با هواء [ يعنى به غير آتش مثلا در اثر تابش آفتاب و . . . ] شك مىكنيم كه آيا حلال و طاهر است يا حرام و نجس ؟