تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مثال : مايعى است در خارج كه ابتدا به ساكن در آن شك كرديم كه آيا حلال است يا حرام ؟ از طرفى اصل برائت و اباحه مىگويد : عند الشك در اصل تكليف اصل برائت جارى كن و بگو ان‌شاءالله حلال است و مرتكب شد از طرف ديگر قرعه زديم و به نام حرمت در آمد و در نتيجه اصل برائت و قرعه متنافى شدند مرحوم شيخ مىفرمايد : برائت دو شعبه دارد : 1 - برائت عقليه 2 - برائت شرعيه برائت عقليه عبارتست از برائتى كه عقل بدان حاكم است و موضوع اين حكم عقلى عبارتست از عدم البيان كه عقل مىگويد : عقاب بدون بيان قبيح است و ويژگى آن اينست كه عقل فقط اين معنا را ادراك مىكند و بر ترخيص و رفع المنع دلالت مىكند و امّا مشروع نيست و جعل حكم نمىكند . برائت شرعيه آن برائتى است كه حاكم به او شرع است و موضوعش عبارتست از شك در اصل تكليف و ويژگى آن اينست كه مبين حكم شرعى و در مقام جعل يك حكم شرعى ظاهرى به حليت و اباحه است . حال قاعدهء قرعه نسبت به برائت عقليه وارد است چون موضوع آن عدم البيان است و قرعه كه آمد بيانيت دارد و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان ولى نسبت به برائت شرعيه حاكم است زيرا كه با قرعه زدن هم وجدانا شك و عدم العلم نابود نمىشود آرى از آنجا كه شارع قرعه را حجت كرده و آن را نازل به منزلهء علم قرار داده لذا با آمدن قرعه گويا براى ما علم حاصل شده و شكى نداريم پس تنزيلا و تعبدا شك مرتفع مىشود و هذا معنى الورود . و امّا اگر قرعه با اصالة الاحتياط تعارض كردند كدام مقدم است ؟ از چه باب ؟ مثال : مولى فرموده : اكرم زيدا ولى ما مىدانيم مراد زيد فرزند بكر است ؟