ماده اجتماع هم شبهه موضوعيهايست كه حالت سابقه دارد مثل استصحاب خمريت و . . . كه در مورد فلان مايع خارجى كه قبلا خمر بوده قرعه زديم بنام خليت درآمد ولى استصحاب حكم به خمريت مىكند در اين مورد تعارض مىكنند ولى به جهاتى استصحاب مقدم است :
1 - چون مورد ادلّه استصحاب شبهات موضوعيه است اگر در اين مورد هم استصحاب مقدم نشود خروج مورد لازم مىآيد و هو قبيح مستهجن .
2 - عامين من وجهى كه بكى قليل الافراد و ديگرى كثير الافراد باشد در ماده اجتماع بايد از خير كثير الافراد گذشت و آن قانون قرعه است نه استصحاب و جهات ديگرى كه ممكن است داشته باشد .
و امّا اگر قانون قرعه با اصالة التخيير معارضه كردن كدام مقدم است ؟
از چه بابى ؟
مثال : نسبت به فلان مايع خارجى نمىدانيم كه آيا قسم بر شرب آن واقع شده حتى يجب شربه يا بر ترك شرب واقع شده حتى يحرم الشرب ؟
دوران بين محذورين است و شبههء موضوعيه آمديم و قرعه زديم و يك طرف را معين كرد در اينجا از طرفى به حكم عقل در دوران بين محذورين جاى تعيين نيست بلكه جاى تخيير است و از طرفى هم به حكم قرعه يك طرف معين شده و اين دو متعارضند .
مرحوم شيخ مىفرمايند : قرعه مقدم است آن هم از باب ورود يعنى قرعه بر اصالة التخيير وارد مىشود زيرا كه موضوع اين اصل عبارتست از تحيّر و تردّد بين المحذورين و به قيد قرعه يك طرف معين شده و خودبخود تحيّر از بين مىرود و معناى ورود هم همين است كه دليل وارد موضوع دليل مورود را وجدانا نابود مىسازد .
و امّا اگر قرعه با اصل برائت تعارض كردند كدام مقدم است ؟ از چه بابى ؟
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 338
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٨