امّا ابطال لازم : قبلا بيان شد كه اصلى به عنوان اينكه هر خبرى را هر مسلمانى داد حتما صدق است نداريم و بلكه مخالف با اجماع مسلمين و سيره عقلائيه است نتيجه مىگيريم : فالملزوم مثله .
قوله : امّا لو ثبت :
يك نكته قابل توجه : در مواردى كه قول و خبر مسلمان يا هر مخبرى حجت است چه خبر يك انسان از قبيل طبيب - مهندس ، كارشناس و . . . و يا يك عادل از قبيل باب روايات و يا عدلين يا عدول اربعه در شهادات و . . . آيا معيار عقيدهء متكلم است و آنكه موضوعيت دارد بدست آوردن عقيدهء او است از هر طريقى كه باشد ؟ يا معيار نفس اخبار او است و قول موضوعيت دارد نه عقيده ؟
و برفرض اينكه اخبار لازم باشد آيا معيار اخبار از واقع است ؟ يا از عقيده هم كافى است ؟
در اين رابطهها بايد به ادلّه حجيت قول مسلم مراجعه كرده و مقدار دلالت آن را بدست آوريم و وقتى به لسان ادلّه مراجعه مىكنيم جابجا و مورد به مورد مطلب فرق مىكند به عنوان مثال مىگوئيم :
در بعض از موارد براى ما محرز است كه معيار عقيدهء مخبر است از هر راهى كه اعتقاد او كشف شود چه از راه اخبار او كه اصالة الاعتقاد جارى مىشد و چه از راه نوشتار و چه اشاره و يا الهامات و اخبار موضوعيتى ندارد مثلا در باب فتوى ، معيار كشف عقيدهء مفتى در فلان مسئله است و همينكه مقلد فهميد كه مجتهد او فلان عقيده را دارد كافى است و مىتواند از او تقليد كرده و به فلان حكم عمل كند و اصولا در باب رجوع به متخصص مطلب از اين قرار است .
يعنى اگر عقيدهء طبيب يا مهندس يا كارشناس در امرى از امور كشف شود همان ملاك است و اخبار او ملاك نيست آنگاه در اينگونه موارد اخبار شخص
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣١