فلان امر معتقد شده ولى شك داريم كه قاصر است يا مقصر ؟ يعنى آيا در راه كسب اين عقيده دريغ نكرده و از هيچ كوششى فروگذار نكرده است تا احيانا اگر اشتباه هم كرده عن قصور باشد و يا كوتاهى ننموده و براى راحتطلبى خود بدنبال تحقيق نرفته و از طرق باطله كسب عقيده كرده تا مقصّر باشد ؟ آيا اصلى براى موارد شك داريم كه از آن استفاده كنيم ؟
شيخ مىفرمايد : در اين مرحله آرى اصل صحت جارى كرده و حكم مىكنيم به اينكه انشاءالله از طرق صحيح معتقد شده و قاصر است نه مقصر و دليل مطلب عبارتست از همان عمومات تنزيه فعل مسلم از قبيح كه مىگفت : ضع امر اخيك على احسنه و آن به اينست كه بگوئيم از راه صحيح معتقد شده و نه از طرق باطله زيرا اگر بر طرق باطله حمل كنيم او را به تقصير و كوتاهى كردن متهم ساختهايم و هو قبيح يجب التنزيه عنه .
2 - گاهى يقين داريم كه فلان اعتقادى كه فلانكس دارد در هر رابطهاى حتما مطابق واقع است فى المثل معتقد به حدوث عالم يا به وجوب فلان امر يا به حدوث فلان حادثه است و واقع هم همين است و گاهى يقينا فلان عقيده خطا و مخالف با واقع است مثل اعتقاد به قدم عالم و . . . ولى گاهى مسلمانى به امرى از امور معتقد شده و انشاءالله از مدرك صحيح همچنين اعتقادى را كسب نموده ولى شك در مطابقت و عدم مطابقت آن با واقع داريم حال آيا اصلى داريم تحت عنوان اينكه : هر مسلمانى به هر امرى معتقد شد حتما اعتقادش مطابق واقع است ؟
مرحوم شيخ اول مىفرمايند : ما چنين اصلى نداريم و لا دليل بر اينكه :
الاصل فى اعتقاد المسلم ان يكون حقا و مطابقا للواقع بلكه بعضى از اعتقادات او مطابق و بعضى ديگر مخالف آنست فى المثل اينهمه فرق اسلامى در عالم وجود دارد و راجع به موضوع واحد عقايد و افكار گوناگون دارند و قطعا نتوان گفت اصل
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٩